تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)

لبیک اللهم لبیک...

God forgive me...



House of God





برچسب ها: مکه مکرمه، تصویر مکه، عکس زیبای خانه خدا، عکس زیبا مکه، خانه خدا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اسفند 1391 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
زیارت نامه حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)




::::::::: زیارت نامه حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا(س) ::::::::::

بسم الله الرحمن الرحیم


یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ


صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ


أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ


إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏


اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَهَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَهُ الْعَلِیمَهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ


السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ


صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏


أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


لِأَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏


أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏


مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ


أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً



ترجمه زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها


اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید.


و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود


پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید.


تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد


سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا.


سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا.


سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا .


سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا .


سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین.


سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا.


سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت.


سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى.


سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى.


سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء.


سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى.


سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند.


سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین.


سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد.


درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد. گواهى مى‏دهم که چون تو از جهان رفتى با مقام یقین و دلیل روشن از جانب پروردگار بودى و هر که تو را مسرور و شاد ساخته.


رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته و هر که در حق تو جفا و ظلم کرد به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا کرده.


و هر که تو را آزرده کرد رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است.


و هر که به تو پیوست به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد پیوسته.


و هر که از تو بریده از رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد بریده است.


زیرا تو پاره تن پیغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى خدا را گواه مى‏گیرم و رسول او و فرشتگان را که من از آن کس راضیم که شما از او راضى هستید و خشمگینم از هر که شما از او خشمگین هستید.


بیزارم از آنکه شما از او بیزارید دوستم با آن که شما با او دوستید و دشمنم با هر که شما با او دشمنید.


ناراضیم از هر که شما از او ناراضى هستید و محبوب من است هر که محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا کافى است.


که گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.


خدا را گواه مى‏گیرم و پیغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گیرم و فرشتگان را که من دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما و با هر که محاربه کند با شما محاربم.


من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت که پیشوایان دین منند یقین دارم.


و به ولایت و امامت شما ایمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم.


گواهى مى‏دهم که دین همان است که آنها راست و حکم خدا همان حکم است که آنها کنند و آنها حکم خدا را البته به خلق رسانیدند.


و امت را به راه خدا به طریق حکمت و برهان و پند و اندرز نیکو دعوت کردند و از ملامت لائمان نیندیشیدند.


و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذریه و فرزندانت که امامان پاک گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بیتش و درود فرست بر بتول طاهره و صدیقه معصومه باتقواى پاکیزه روح که از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاک گوهر با رشد و هدایت و مظلوم و مقهور امت که حقش را غصب و ارثش را منع کردند و استخوان پهلویش را شکستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهید کردند.


اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پیغمبر توست.


تحیت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست که خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبیب حضرت مصطفى و قرین حضرت مرتضى و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولیاء و ملازم ورع و زهد. و سیب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى و انوار ائمه طاهرین را از نسل پاک او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بیاویختى.


پروردگارا درود فرست بر او درودى که مقامش نزد تو بیفزاید و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد از ما تحیت و سلام به روح پاک آن بزرگوار برسان و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت کرامت فرما که تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و کرامتى.





برچسب ها: زیارت نامه، زیارت، حضرت فاطمه الزهرا، عصمت کبری، معصومه کبری، زهرای مرضیه، متن زیارت نامه حضرت زهرا س،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 14 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

دانلود کتاب اصول عقاید از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام قابل نصب {موبایل/رایانه}

اصول عقاید از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام

مشخصات کتاب:
سرشناسه : رضوانی علی اصغر، 1341 ‌ عنوان و نام پدیدآور : اصول عقاید از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام/علی اصغر رضوانی. مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران 1387.‌

قابل نصب بر روی کامپیوتر : نسخه پی دی اف 

موبایل سیستم عامل اندروید و جاوا ...

*برای دانلود اینجا کلیک کنید




برچسب ها: دانلود کتاب، دانلود رایگان، دانلود نرافزار مذهبی، دانلود کتاب اصول عقاید اهل بیت ع، کتاب اصول عقاید، کتاب اصول عقاید موبایل، جاوا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
دانلود کتاب المراجعات قابل نصب (موبایل/ رایانه)

کتاب بسیار عالی المراجعات -مناظره علمی بین شیعه و اهل تسنن



مشخصات کتاب:

سرشناسه : شرف الدین ، عبدالحسین ، 1958 - 1873
عنوان قراردادی : [المراجعات . فارسی ]
عنوان و نام پدیدآور : مناظرات ترجمه المراجعات / تالیف عبدالحسین شرف الدین عاملی ؛ مترجم حیدرقلی بن نور محمدخان سردار کابلی با مقدمه کیوان سمیعی

*برای دانلود اینجا کلیک کنید




برچسب ها: دانلود، دانلود رایگان، دانلود نرم افزار، دانلود نرم افزار مذهبی، نرم افزار المراجعات، دانلود کتاب المراجعات، دانلود کتاب موبایلی المراجعات،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
* پاسخ به شبهات اهل سنت درباره شهادت حضرت زهرا(س)* ازکتب اهل سنت


1. چرا حضرت علی (ع) در آن صحنه هیچ واكنشی از خود نشان نداد ؟

اولا: امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :
عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.

تفسیر آلوسی :3/124 .
نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد ، نشانگر این است كه واكنش علی (ع) در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم شیعه وجود داشته است .
ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند ، عثمان هیچ واكنشی از خود نشان نداد .



2. چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء علیها السلام ، انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دلیلی كه پیامبر اسلام (ص) از كسانی كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با این كه طبق نقل صحیح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر گرامی (ص) در پاسخ حذیفه و عمار كه تقاضای قتل تروریستها را كردند، فرمود: به صلاح نیست كه شایع كنند كه پیامبر اصحاب خود را به جرم تروریست بودن می كشد. «أكره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه» .
تفسیر ابن كثیر ج 2 ص 323.
ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشی قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع) نیز از سنت پیامبر اسلام (ص) پیروی كرد .

3 . چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص میانه خوبی داشت ؟

حضرت علی (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) میانه خوبی نداشت ؛ بلكه در صحیح‌ بخاری آمده كه حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند
كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ

صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240 .

4 . چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه به حضرت علی (ع) نسبت می دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلكه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یكی از اصحاب حضرت علی (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانیا ً: علی (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند
و میگوید:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم.
ثالثاً : بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (ع) در باره ابوبكر و عمر این بود كه آنان دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار بودند .

صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حكومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علی (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ
از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .

ثانیاً: علی (ع) در دوران حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد كرد و فرمود:
فاطمه (س) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود.

كتاب سلیم بن قیس ، ص674 .

ثالثاً: ابن عباس می‌گوید:علی (ع) در جنگ صفین از كتابى كه به املای پیامبرو به خط خودش بود برایم خواند كه چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود
كتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915 .


6. چرا حضرت علی (ع) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاری كرد ؟

اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانیاً : نام برخی از اصحاب ائمه (ع) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان علی (ع) هست ، نام او محمد بوده.

التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.

مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دلیل خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه .

أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427.

هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.

اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را علی وحسن و حسین (ع) نامگذاری نكردند.

7. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتی علی (ع) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموی پیامبر گفت اگر علی به من دختر ندهد دو نفر را وادار می كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علی دزدی كرده و دستش را قطع می كنم.
كافی ، ج 5 ، ص 346 .

ثانیاً: هیثمی از علمای بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقیل به این ازدواج ، علی (ع) خطاب به عباس فرمود:


درة عمر أحرجته الی ماتری
خشونت عمر باعث این كاری كه می بینی گردید.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبیر ج 3ص45.

ثالثاً: علمای اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پایش را لمس می‌كند و او را در بغل گرفت و بوسید. وام كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم، چشمت را كور می كردم

الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180.

اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند كه آیا درست است كه حاكم اسلامی كه باید حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم این چنین كند؟

سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید:
وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فكیف ینسب عمر إلى هذا ؟

به خدا سوگند این كاری كه از عمر نقل می كنند، قبیح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...

تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسین (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نكردند؟

در هیچ یك از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد .

اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار ودسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد.

احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278.

ثانیاً: امام حسین (ع) نقل می كند كه امام علی (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :
بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .

الكافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282 .

ثالثاً: آیا در عصری كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

9 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سكوت كرده و هیچ اقدامی نكردند؟

اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاك حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (ع) ؟پیامبر اكرم (ص) فقط در حق علی فرموده :

علی مع الحق والحق مع علی

علی با حق و حق با علی است .
تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن كنند تا معاویه در زمان حكومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت.
تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372 .

اولاً : جوینی از علمای اهل سنت و استاد مورد تأیید ذهبی از رسول اكرم (ص) قضیه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوی آن حضرت وسقط محسن او و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند.
فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانیاً : حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كلینی از امام كاظم (ع) نقل می كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...
فاطمه صدیقه و شهیده بود.

كافی ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاریخ همه ساله ایام فاطمیه، شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می كردند و بعد از انقلاب هم این مراسم در بیوت مراجع عظام و رهبری اقامه می شود.

سادساً: امام خمینی (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشى، سپاهى و بسیج و بر حضرت بقیة اللَّه- ارواحنافداء- تسلیت عرض مى‏كنم.

صحیفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستانی ، از علمای اهل سنت می‌نویسد :
عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود » .

الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83 .


سابعاً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه را قبول می‌كند ولی با توجه به عنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)




برچسب ها: اهل سنت، اهل تسنن، سنی، حنبلی، شافعی، حنفی، حدیث قرطاس،
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اعتراف ابن ابی دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
    

طرح شبهه:

ابن أبی دارم یکى از راویانى است که علامه شمس الدین ذهبى در کتاب «میزان الاعتدال» وى را رافضى دروغگو مى‌داند؛ هر چند كه در تمام دروان زندگی‌اش مسقیم الأمر (ثابت قدم در اعتقادات) بوده است؛ اما در اواخر عمرش در باره مثالب شیخین زیاد سخن مى‌گفته و آن دو را شتم مى‌كرده‌ است؛ بنابراین، روایت او براى ما حجت نیست.
نقد و بررسی:
اصل روایت:

علامه شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء و میزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان المیزان به نقل از ابن أبی دارم مى‌نویسند :

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) لسان المیزان، ج 1، ص 268، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

البته همانگونه كه در متن شبهه آمده است، ذهبى و ابن حجر، این روایت را به دلیل وجود ابن أبی دارم در سند آن و به بهانه رافضى بودن وى رد كرده و مى‌نویسد:

احمد بن محمد بن السرى بن یحیى بن أبی دارم المحدث أبو بكر الكوفی الرافضی الكذاب... ثم فی آخر أیامه كان أكثر ما یقرأ علیه المثالب حضرته ورجل یقرأ علیه ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

در واپسین روزهاى عمرش آنچه كه بیشتر براى وى خوانده مى‌شد مثالب خلفا بود، من خودم نزد وى بودم كه دیدم مردى بر وى اینچنین مى‌خواند: عمر به پهلوى فاطمه لگد زد كه باعث سقط فرزندش محسن شد.

با بررسى دقیق شخصیت ابن أبی دارم و اعتبار و وثاقتى كه او در طول زندگی‌اش نزد اهل سنت داشته، به این واقعیت مى‌رسیم كه سبب تضعیف ابن أبی دارم در اواخر عمر، تنها و تنها نقل همین روایت است و ایراد دیگرى در او دیده نشده است؛ چرا كه به اعتراف بزرگان اهل سنت او در تمام عمرش بر مذهب اهل سنت استوار بوده و از پیشوایان، حافظان و دانشمندان اهل سنت به شمار مى‌آمده است؛ اما نقل برخى از حقایق تاریخى سبب شده است كه نیش تند قلم عالمان اهل سنت، متوجه او شده و سبب تضعیفش شود.

شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء، وى را «امام و پیشوا، حافظ و دانشمند» معرفى مى‌كند:

ابن أبی دارم. الامام الحافظ الفاضل، أبو بكر أحمد بن محمد السری بن یحیى بن السری بن أبی دارم....

ودر ادامه مى‌نویسد:

ابن أبی دارم به حفظ ومعرفت متصف بود ولى گرایش به شیعه داشت.

كان موصوفا بالحفظ والمعرفة إلا أنه یترفض.

و نیز مى‌نویسد:

وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقیم الامر عامة دهره.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 577 ـ 579، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

محمد بن حماد مى‌گوید: در دوران عمرش در عقیده ومذهبش استوار بود.

و همچنین در روایتى كه ابن أبی دارم در سند آن قرار دارد، رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله فرموده‌اند:

الحلال بین، والحرام بین، وبین ذلك مشتبهات لا یعلمها كثیر من الناس. من ترك الشبهات استبرأ لدینه وعرضه، ومن وقع فی الشبهات، وقع فی الحرام كالراعی إلى جنب الحمى، یوشك أن یواقعه.

مرز حلال وحرام مشخص است؛ ولى بین این دو مشتبهاتى است كه بیشتر مردم آن را نمى‌دانند، كسى كه شبهات را ترك كند دین و آبرویش را حفظ كرده است و كسى كه گرفتار شبهات شود، مرتكب حرام شده است؛ مانند كسى كه همنشین بیمار است.

ذهبى پس از نقل این روایت مى‌گوید:

الحدیث. متفق علیه.

این حدیث مورد قبول واتفاق بر آن است.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 577، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

اما نكته شگفت‌آور این كه ذهبى در ادامه به وى این چنین فحاشى مى‌كند:

شیخ ضال معثر.

پیرمردى گمراه و خطا کار!!!.

چگونه مى‌توان باور داشت كه شخصى امام، حافظ و فاضل لقب بگیرد، در تمام عمرش ثابت قدم باشد، داراى حافظه قوى و معرفت دینى باشد، و روایتش در مرتبه‌اى باشد كه تمام علما بر آن اتفاق دارند؛ ولى در عین حال به همین شخص، گمراه و خطا كار نیز گفته شود؟!

آیا تعریف‌ها و وصف‌هایى همچون: امام، حافظ، فاضل، موصوفا بالحفظ والمعرفة، با كلماتى همانند: «شیخ ضال معثر» قابل جمع است؟

آری، تعصب بیش از حد و دفاع نامعقول از مكتب خلفا و تلاش یراى حفظ آ‌بروى آن‌ها، شخصیت عظیمى همچون ذهبى را كه به جرأت مى‌توان او را از اعجوبه‌هاى تاریخ اسلام نامید، به جایى رسانده است كه در یك صفحه از كتابش این گونه دچار دوگانه‌گویى مى‌شود.

بنابراین جا دارد كه بپرسیم:
آیا رافضی بودن دلیل عدم وثاقت میشود؟

كدام عقل و منطقى به ما اجازه مى‌دهد كه به جرم رافضى بودن، روایت فردى را کنار بزنیم و آن را باطل قلمداد نمائیم؟ اگر این‌گونه باشد باید اهل سنت بر تعداد زیادى از روایات صحاح سته خط بطلان بکشند؛ زیرا مؤلفین صحاح سته در موارد بسیارى از رافضه حدیث نقل نموده‌اند که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى‌کنیم:
1. عبید الله بن موسی:

ذهبى در باره این فرد مى‌گوید:

قال ابن مندة كان أحمد بن حنبل یدل الناس على عبید الله وكان معروفا بالرفض لم یدع أحدا اسمه معاویة یدخل داره.

ابن منده گفته: احمد بن حنبل مردم را به سوى او راهنمایى مى‌كرد، به رافضى بودن معروف بود و اجازه نمى‌داد كسى كه نامش معاویه بود، وارد خانه‌اش شود.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 9، ص 556، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و در ادامه مى‌گوید:

وحدیثه فی الكتب الستة.

احادیث او در کتب صحاح سته موجود است.

مزى نویسنده تهذیب الکمال مى‌گوید تمام صحاح سته از این شخص روایت نقل کرده اند.

عُبَید الله بن موسى بن أَبی المختار، واسمه باذام العبیسی، مولاهم أبو محمد الكوفی.

رَوَى عَن: إبراهیم بن إِسماعیل بن مجمع (ق)، وأسامة بن زید اللیثی (م)، واسرائیل بن یونس (خ م ت س)، وإسماعیل بن أَبی خالد (خ)....

المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 19، ص 164، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

رمزهایى كه در بین پرانتزها گذاشته شده، هر كدام مخفف اسم یكى از نویسندگان صحاح سته است. (خ) = بخاری؛ (م) = مسلم؛ (ق) = ابن ماجه قزوینی؛ (ت) = ترمذى (س) = نسائی.
2. جعفر بن سلیمان الضبعی:

عالمان اهل سنت ایشان را رافضى و از شیعیان غالى مى‌دانند. خطیب بغدادى از یزید بن زریع نقل مى‌کند که مى‌گفت:

فان جعفر بن سلیمان رافضی.

البغدادی، أحمد بن علی أبو بكر الخطیب (متوفای463هـ)، تاریخ بغداد، ج 5، ص 164، ذیل ترجمه أحمد بن المقدام بن سلیمان، رقم 2925، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

مزى مى‌نویسد: بخارى در کتاب الأدب المفرد و بقیه نویسندگان صحاح یعنى ( مسلم، ابوداوود، ترمذی، نسائی، ابن ماجه ) در کتب صحاحشان از این شخص روایت نقل کرده‌اند.

روى له البخاری فی "الأدب"والباقون.

المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 5، ص 50، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
3. عبد الملك بن أعین الكوفی:

وى نیز در تمام صحاح سته اهل سنت روایت دارد. مزى به نقل از سفیان مى‌گوید: او رافضى است:

عن سفیان: حدثنا عبد الملك بن أعین شیعی كان عندنا رافضی صاحب رأی.

و در ادامه مى‌گوید:

حَدَّثَنَا سفیان، قال: هم ثلاثة إخوة: عبدالملك بن أعین، وزرارة بن أعین، وحمران بن أعین، روافض كلهم، أخبثهم قولا: عبدالملك

المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 18، ص 283، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

تعداد افرادى كه هم به رافضى بودن متهم شده و هم در صحاح سته اهل سنت روایت دارند، به حدى است كه برخى از دانشمندان سنى با توجه به این مطلب اعتراف كرده‌اند كه اگر بخواهیم روایت آن‌ها را كنار بگذاریم، باید كتاب‌ها را نابود كنیم. خطیب بغدادى در الكفایة فى علم الروایة مى‌نویسد:

قال علی بن المدینی: « لو تركت أهل البصرة لحال القدر، ولو تركت أهل الكوفة لذلك الرأی، یعنی التشیع، خربت الكتب »

اگر بصریان را به خاطر قدرى بودن و کوفیان را به خاطر نظرشان ( شیعه بودن ) رها کنی، همه کتاب ها را نابود کرده‌ای.

سپس در توضیح سخن علی بن مدینى مى‌گوید:

قوله: خربت الكتب، یعنی لذهب الحدیث.

كتاب ها را نابود کرده‌اى یعنى همه احادیث از بین مى‌رود.

البغدادی، أحمد بن علی أبو بكر الخطیب (متوفای463هـ) الكفایة فی علم الروایة، ج 1، ص 129، تحقیق: أبو عبدالله السورقی، إبراهیم حمدی المدنی، ناشر: المكتبة العلمیة - المدینة المنورة.

و نیز در جاى دیگر مى‌نویسد:

وسئل عن الفضل بن محمد الشعرانی، فقال: صدوق فی الروایة إلا أنه كان من الغالین فی التشیع، قیل له: فقد حدثت عنه فی الصحیح، فقال: لأن كتاب أستاذی ملآن من حدیث الشیعة یعنی مسلم بن الحجاج ».

از او در باره فضل بن محمد شعرانى سؤال شد؛ گفت: در روایت راستگوست، اما اشکالى که دارد این است که در باره تشیع زیاده روى مى‌کند؛ به او گفتند: در صحیح از وى روایت کرده اید. گفت: کتاب استادم پر از روایات شیعه است ( یعنى کتاب صحیح مسلم)!!!.

البغدادی، أحمد بن علی أبو بكر الخطیب (متوفای463هـ) الكفایة فی علم الروایة، ج 1، ص131، تحقیق: أبو عبدالله السورقی، إبراهیم حمدی المدنی، ناشر: المكتبة العلمیة - المدینة المنورة.
آیا غلو در رفض سبب ضعف مى‌شود؟

البته ممکن است به ما اشکال کنند كه رافضى بودن سبب جرح نیست؛ بلکه آنچه سبب جرح است غلو در رفض است. غلو در رفض؛ یعنى محبت داشتن نسبت به علی علیه السلام و مقدم دانستن ایشان بر ابوبکر و عمر و سب ابوبکر و عمر؛ همانگونه كه ابن حجر عسقلانى این مطلب را در مقدمه فتح البارى ذکر مى‌کند:

والتشیع محبة على وتقدیمه على الصحابة فمن قدمه على أبی بكر وعمر فهو غال فی تشیعه ویطلق علیه رافضی وإلا فشیعی فإن انضاف إلى ذلك السب أو التصریح بالبغض فغال إلا فی الرفض وإن اعتقد الرجعة إلى الدنیا فأشد فی الغلو.

تشیع، دوست داشتن علی و مقدم دانستن وى بر همه صحابه است، پس اگر كسى علی را بر ابوبكر و عمر مقدم و برتر بداند، چنین شخصى در باره علی غلو كرده و غالى است، و به او رافضى گفته مى‌شود و اگر فقط او را دوست داشت،‌ شیعه است و اگر افزون بر دوستى علی،‌ به صحابه فحش بدهد و دشمنی‌اش را آشكار نماید، شیعه غالى است، و اگر به رجعت معتقد باشد غلو او شدیدتر و سخت‌تر است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ)، هدی الساری مقدمة فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 1، ص 459، ناشر: دار المعرفة - بیروت - 1379 -، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، محب الدین الخطیب.

محمد بن اسماعیل الأمیر الصنعانى به نقل از ابن حجر عسقلانى مى‌گوید:

التشیع محبة علی علیه السلام وتقدیمه على الصحابة فمن قدمه على أبی بكر وعمر رضی الله عنهما فهو غال فی التشیع ویطلق علیه رافضی وإلا فشیعی فإن انضاف إلى ذلك السب والتصریح بالبغض فغال فی الرفض انتهى كلامه.

تشیع،‌ دوستى علی و مقدم دانستن وى بر صحابه است و كسى كه او را بر ابوبكر و عمر مقدم بداند،‌ در شیعه بودن غلو كرده و به وى رافضى گفته مى‌شود، و اگر سب و لعن را اضافه كند، رافضى غالى است.

محمد بن اسماعیل الأمیر الصنعانى در ادامه مى‌گوید:

وأما الساب فسب المؤمن فسوق صحابیا كان أو غیره إلا أن سباب الصحابة أعظم جرما لسوء أدبه مع مصحوبه صلى الله علیه و سلم ولسابقتهم فی الإسلام.

وقد عدوا سب الصحابة من الكبائر كما یأتی عن الفریقین الزیدیة ومن یخالف مذهبهم.

فحش و ناسزا به مؤمن،‌ سبب فسق مى‌شود چه به صحابى باشد و یا غیر او، آری، فحش به صحابه جرمش بیشتر است؛ زیرا بى ادبى به كسانى است كه همنشین رسول خدا (ص) بوده و سابقه آنان در اسلام و مسلمانى از دیگران بیشتر است.

فحش و ناسزا به صحابه را از گناهان بزرگ دانسته‌اند... »

الصنعانی، محمد بن إسماعیل الأمیر الحسنی (متوفای1182هـ)، ثمرات النظر فی علم الأثر، ج 1، ص 39 ـ 40، : تحقیق: رائد بن صبری بن أبی علفة، ناشر: دار العاصمة للنشر والتوزیع - الریاض - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1417هـ - 1996م.

اما با بررسى صحاح سته اهل سنت به این حقیقت مى‌رسیم كه در سلسه اسناد آن‌ها، افرادى به چشم مى‌خورند که به اعتراف عالمان اهل سنت غلو در رفض دارند؛ ولى با این وجود، نویسندگان صحاح از آن‌ها روایت نقل کرده اند. به عنوان نمونه:


برای دیدن ادامه متن اینجا کلیک کنید


ارسال در تاریخ پنجشنبه 7 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اثبات شهادت حضرت زهرا (س) از کتب اهل سنت و برسی سند


شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انكار ناپذیر

    
بسم اللّه الرحمن الرحیم‏

شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نموده‏اند. از اینرو گوشه‏اى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل‏سنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت مى‏نمائیم.



قال رسول اللَّه (ص):

 «... فتكون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولین كسى از اهل‏بیتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطین ج 2، ص 34

* * *

قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.

اصول كافى ج 1، ص 381


* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسول‏اللَّه (ص) و بین كتابه.

مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.

صحیح بخارى ج 1، 120

* * *

شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر

تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را مى‏سازد. كوشش پى‏گیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاك كند. و هیهات، هیهات. از نوك قلم پوزش مى‏طلبم و او را به بردبارى و شكیبایى فرا مى‏خوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم.

شهادت تنها یادگار پیامبر، «ام ابیها» صحیح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سیده نساء العالمین»، «سیدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع، آن هم بوسیله... یعنى چه؟

آیا ممكن است؟ این خبر گوش هر انسان آزاده‏اى را مى‏خراشد، هر عقلى را متحیّر مى‏سازد، بر هر عاطفه‏اى سنگین مى‏آید. گویا این همان امانتى است كه بر كوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند.

شاید همین امر موجب گردید تا توجیه‏گران تاریخ و افسانه پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخى را انكار كنند. امّا چه مى‏شود كرد، اى كاش زبان لال مى‏شد، قلم مى‏شكست این خبر دهشت بار را نمى‏شنیدیم. و اى كاش آسمانها فرو مى‏ریخت، كوهها متلاشى مى‏شد، جهان بپایان مى‏آمد و این فاجعه رخ نمى‏داد. چگونه بگویم؟ به كه بگویم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فریاد كشم؟ كه این واقعیت تلخى است كه تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است.

این آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است، بلكه معتبرترین كتابهاى اهل سنت بر این مصیبت شاهدند. صحیح بخارى - معتبرترین كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مى‏كند «الرزیّة كلّ الزریّة» مصیبت آن مصیبتى كه بر هر مصیبتى برترى دارد، بلكه آن مصیبتى كه همه مصائب را در بر مى‏گیرد، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى‏ بود. نسبت هذیان و... به پیامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگیرى تأكید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمینه «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» را فراهم كردند.

اینك متن حدیث (ابن عباس گفت:

چون بیمارى رسول خدا (ص) شدید گردید، فرمود: چیزى بیاورید تا بر آن براى شما نوشته‏اى بنویسم كه بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بر پیامبر (ص) بیمارى چیره گردیده، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت. پیامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خیزید درگیرى در حضور من سزاوار نیست.

پس ابن عباس بیرون رفت ومى گفت: مصیبت، تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) ونوشتارش حائل گردیدند.

«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبیّ (صلى الله علیه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّی ولاینبغی عندی التنازع، فخرج ابن عباس یقول: انّ الرزیّة كلّ الرزیّة ماحال بین رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وبین كتابه.»

صحیح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حدیث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبیّ (ص) و وفاته، حدیث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المریض قوموا عنّى، حدیث 574. و ص‏774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهیة الخلاف، حدیث 2169.

شاید آنانكه كلام ابن عباس را مى‏شنیدند كه مى‏گوید: «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» واى مصیبت جامع، حیران و آشفته خاطر بودند كه یعنى چه؟ ! ابن عباس چه مى‏گوید؟ ! امّا پس از چند روز انگشت شمار نسبت دهنده هذیان و یاوه‏گویى به پیامبر (ص) كلام دیگرى گفت: به خدا قسم خانه را با شما آتش مى‏زنم. این ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مى‏شود.

الف: ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه، شیخ و استاد بخارى، در كتاب المصف، مى‏گوید:

«آنگاه كه بعد از رسول‏ خدا (ص) براى ابوبكر بیعت مى‏گرفتند. على (ع) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) رفت وشد مى‏كردند. عمر بن خطاب با خبر گردید وبنزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بیرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: مى‏دانید كه عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم یاد كرده اگر شما (بدون اینكه با ابوبكر بیعت كنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مى‏زند؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد »

«حین بویع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان علیّ والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فیشاورونها ویرجعون فی أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب، خرج حتّى‏ دخل على فاطمة فقال: یا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلینا من أبیك وما أحد أحب إلینا بعد أبیك منك، وأیم اللَّه ما ذلك بمانعی أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت. قال: فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون انّ عمر قد جائنی وقد حلف باللَّه لإن عدتم لیحرقنّ علیكم البیت، وأیم اللَّه لیمضینّ لما حلف علیه. »

كتاب المصنف، ج 7، ص 432، حدیث 37045، كتاب الفتن.





برچسب ها: شهادت حضرت زهرا، اهل سنت، اهل تسنن، اثبات شهادت حضرت زهرا، وهابیت، کتب اهل سنت، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت و برسی سند


منابع اهل تسنن :

امام  جوینی
ابن أبی شیبه
علامه بلاذری
ابن قتیبه دینوری
محمد بن جریر طبری
مسعودی شافعی
ابن عبد ربّه
ابن عبد البر قرطبی
مقاتل بن عطیة
أبی الفداء
صفدی
ابن حجر عسقلانی و شمس الدین ذهبی
أبو ولید محمد بن شحنه حنفی
محمد حافظ ابراهیم
عمر رضا كحالة
عبد الفتاح عبد المقصود
پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگی

***************


اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


منابع اهل تسنن :

روایات بسیاری در كتاب‌های اهل تسنن وجود دارد كه ثابت می‌كند ، خلیفه اول به همراه عده‌ای از دشمنان اهل بیت ، به خانه وحی همجوم برده و آن جا را به آتش كشیده‌اند ؛ در حالی كه فاطمه زهرا سلام الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بوده‌اند .

ما در این جا به چند روایت به نقل از علمای اهل سنت اشاره كرده و فقط چهار روایت ‌: ابن أبی شیبه ، بلاذری ، طبری و روایت پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگیش را از نظر سندی بررسی می‌كنیم .
1 . امام جوینی (730هـ) :

از آن جایی كه روایت جوینی اهمیت بیشتری داشت و نیز تصریح به مقتوله بودن صدیقه طاهره دارد ، ما نخست این روایت را نقل و بقیه روایات را بر طبق سال وفات صاحب كتاب ، می‌آوریم .

  جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روایت می کند :

روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علی بر او وارد شد ، دیدگان پیامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پیامبر گریست . در پی آن دو ، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند ، اشك پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد ، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند ، فرمود :

وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَكَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة .
فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِین‏ .

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 .
زمانی كه فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه‌ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده ،‌ حرمتش پایمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالی كه پیوسته فریاد می‌زند : وا محمداه ! ؛ ولی كسی به او پاسخ نمی‌دهد ،‌ کمک می خواهد ؛ اما كسی به فریادش نمی‌رسد .

او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود ؛ و در حالی بر من وارد می‌شود كه محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است .
و من در اینجا می‌گویم : خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند .

ذهبی در شرح حال امام الحرمین جوینی می گوید:

وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدین ابراهیم بن محمد بن المؤید بن حمویه الخراسانی الجوینى ... وكان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشكل مهیبا دینا صالحا .
تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 .

از امام روایت کننده و حدیث گوی یگانه کامل فخر اسلام و صدر دین ابراهیم بن محمد بن الموید بن حمویه الخراسانی الجوینی روایت شنیدم ( درس گرفتم ) ... و وی بسیار به روایات و بدست آوردن کتب حدیثی اهمیت می داد خوش صدا و خوش سیما بود و شخص با هیبت و دین دار و صالحی بود .
2. ابن أبی شیبه (239هـ) :

وی كه از استاتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده ، در كتاب المصنف می‌گوید :

أنه حین بویع لأبی بكر بعد رسول الله ( ص ) كان علی والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول الله ( ص ) فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم ، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال : یا بنت رسول الله ( ص ) ! والله ما من أحد أحب إلینا من أبیك ، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیك منك ، وأیم الله ما ذاك بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندك ، إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت ، قال : فلما خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیكم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه ... .
المصنف ، ج8 ، ص 572 .

هنگامى كه مردم با ابى بكر بیعت كردند ، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست كه اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .

این جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتى على (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند ، دخت گرامى پیامبربه على (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد !

ابن أبی شیه سند روایت را این گونه نقل می‌كند :


حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم

بررسی سند روایت :

محمد بن بشر :

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌گوید :

قال عثمان بن سعید الدارمى ، عن یحیى بن معین : ثقة .

و قال أبو عبید الآجرى : سألت أبا داود عن سماع محمد بن بشر من سعید بن أبى عروبة فقال : هو أحفظ من كان بالكوفة .
تهذیب الكمال ، ج24 ، ص533 .
ابو عبید گوید : از داود سؤال كردم از روایت محمد بن بشیر از سعید بن أبی عروبه ، گفت : او از نظر حفظ از تمامی كوفیان برتر بوده است .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

و كان ثقة ، كثیر الحدیث .

و قال النسائى ، و ابن قانع : ثقة .

و قال ابن شاهین فى " الثقات " : قال عثمان بن أبى شیبة : محمد بن بشر ثقة ثبت .
تهذیب التهذیب ، ج9 ، ص 74 .
عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب :
مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال أبو حاتم : سألت أحمد بن حنبل عن مالك ، و عبید الله بن عمر ، و أیوب أیهم أثبت فى نافع ؟ فقال : عبید الله أثبتهم وأحفظهم وأكثرهم روایة .

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل : قال یحیى بن معین : عبید الله بن عمر من الثقات .

و قال أبو زرعة ، و أبو حاتم : ثقة .

و قال النسائى : ثقة ثبت .

و قال أبو بكر بن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا .
تهذیب الكلمال ، ج19 ، ص127 .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

قال ابن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش : فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا . )

و قال أحمد بن صالح : ثقة ثبت مأمون ، لیس أحد أثبت فى حدیث نافع منه .
تهذیب التهذیب ، ج7 ، ص 40 .
زید بن أسلم القرشى العدوى :
وی از روات ، بخاری ، مسلم و بقیه صحاح سته اهل سنت است ؛ از این رو در وثاقت این شخص ، هیچ تردیدی وجود ندارد .

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه ، و أبو زرعة ، و أبو حاتم ، و محمد بن سعد ، و النسائى ، و ابن خراش : ثقة .

و قال یعقوب بن شیبة : ثقة من أهل الفقه والعلم ، و كان عالما بتفسیر القرآن ، له كتاب فیه تفسیر القرآن .
تهذیب الكمال ، ج10 ، ص17 .
أسلم القرشى العدوى ، أبو خالد و یقال أبو زید ، المدنى ، مولى عمر بن الخطاب :
وی نیز از روات بخاری ، مسلم و بقیه صحاح ا هل سنت و از صحابه است و از آن‌جایی كه تمامی صحابه از دیدگاه اهل سنت ، عادل هستند ، در وثاقت وی نمی توانند تردید كنند .

مزی در تهذیب الكمال می‌نویسد :


أدرك زمان النبى صلى الله علیه وسلم .

و قال العجلى : مدینى ثقة من كبار التابعین . و قال أبو زرعة : ثقة .
تهذیب الكمال ،‌ ج2 ، ص530 .
در نتیجه سند این روایت صحیح است .
3 . علامه بلاذری (270هـ) :

إن أبابکر آرسل إلی علی یرید البیعة ، فلم یبایع ، فجاء عمر و معه فتیلة . فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة : یابن الخطاب ! أتراک محرّقا علیّ بابی ؟! قال : نعم ، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک .
انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586.





برچسب ها: اثبات شهادت حضرت زهرا، اهل سنت، اسناد اهل سنت، سنی، اهل تسنن، شیعه، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
« نــو روز فـــاطمـــی را حــــرمـت نـگه داریـــــم »

ســـلام بر آن کس که حقش را به زور گرفتند ...


ســـلام بر آن کس که حرمت خانه اش شکسته شد ...


ســـلام بر آن کس که بین درو دیوار پهلویش شکسته شد...



السلام علیک یا سیدة النساء العالمین



السلام علیک یا فاطمة الزهرا






برچسب ها: نوروز فاطمی، فاطمیه، شهادت حضرت زهرا، فاطمیه دوم،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
فرکانس های شبکه جهانی ولایت



Farsi
فارسی:

HotBird Satellite
Freq: 10949 Vertical
Symbol Rate 27500 - BC : 3/4

NileSat Satellite
Freq: 10727 Horzintal
Symbol Rate 27500 - BC : 5/6

Galexy19 Satellite
Freq: 11836 Vertical
Symbol Rate 20765 - BC : 3/4
 

Arabi
عربی:

Arabsat Satellite
Freq: 11678 Horzintal
Symbol Rate 27500 - BC : 3/4
NileSat Satellite
Freq: 11356 Vertical
Symbol Rate 27500 - BC : 3/4




برچسب ها: فرکانس، ماهواره، شبکه، شبکه ماهواره ای ولایت، فرکانس شبکه ولایت، شبکه ولایت، شبکه جهانی ولایت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
سی و پنج سال پیش جهان منقلب شد از آمدن شاگردش

وای بر حال عدو،گر برسد استادش...









ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر حدیثی از امام علی (علیه السلام):

امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام):
کسی که به واسطه پیروی کور کورانه از مردم و همرنگ شدن با جماعت امری را انجام دهد که افرمانی و معصیت خداست اصلا دین ندارد و مشرک است.
طرائف الحکم ج 1 ص 353





برچسب ها: پوستر، عکس، پوستر مذهبی، پوستر حضرت علی ع، پوستر احادیث، حدیث امام علی ع، احادیث حضرت علی ع،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر حدیثی از حضرت علی (علیه السلام):

امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام):

آب دنیای حرام ، همواره تیره و گل آلود است منظره ای دل فریب و سرانجامی خطرناک دارد فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد نوری است در حال غروب کردن سایه ای است نابود شدنی ستونی است در حال خراب شدن.

نهج البلاغه خطبه 83







برچسب ها: پوستر، عکس، پوستر مذهبی، پوستر حضرت علی ع، پوستر احادیث، حدیث امام علی ع، احادیث حضرت علی ع،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

دانلود کتاب بسیار عالی مکیال المکارم (قابل نصب رایانه /موبایل)




 نسخه pdf / جاوا / اندروید/ فایل جهانی و .... در لینک  زیر موجود میباشد.




توضیحاتی درباره کتاب مکیال المکارم:

کتابی که به سفارش حضرت حجت(عج) نگاشته شد.


در طول تاریخ همواره بشر در پی رهایی از رنج و درها بوده است و به همین دلیل خداوند پیامبران را یک به یک برای هدایت آنان به صلاح و رستگاری برگزید. همه انبیاء الهی از حضرت آدم(ع) تا پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) در پی رساندن پیام خداوند و بیداری فطرت بشر بودند.

پس از ظهور حضرت محمد(ص) که دین اسلام به عنوان دین برگزیده الهی معرفی شد؛ خداوند ائمه اطهار(ع) را به عنوان راهبر و تبیین کننده دین از نسل پیامبر اسلام برگزید که هر کدام از این بزرگان بنا به شرایط زمانی خویش در پی حفظ دین اسلام بودند اما آخرین ولی خدا حضرت مهدی موعود(عج) بنا به حکمت الهی در پس پرده غیبت، هدایت بشر را بر عهده گرفتند و ائمه معصومین(ع) در روایات مختلف، خواسته بشر و دعا برای ظهور را تنها راه نجات از مشکلات آخرالزمان بیان فرمودند.

در مورد بحث آخرالزمان و به ویژه حضرت مهدی(عج) کتابهای متعددی تاکنون نگاشته شده، اما یکی از مهمترین کتابهایی که در دوران معاصر و به دستور خود صاحب العصر و الزمان حضرت مهدی(عج) نوشته شده است؛ کتاب «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (عج)» اثر فقیه احمدآبادی است.

مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی مشهور به فقیه احمدآبادی فرزند سید عبدالرزاق از علمای بزرگ اصفهان است. وی سال 1301ق در اصفهان به دنیا آمد. مقدمات علوم اسلامی را نخست نزد پدر و پسر عمه اش «سید میرزا اسدالله» و «سید محمود حسینی گلشادی اصفهانی» آموخت. سطوح عالی را نیز از محضر «سیدابوالقاسم دهکردی» و «شیخ عبدالکریم گزی» و «حاج آقا منیرالدین بروجردی»، «حاج میرزا بدیع درب امامی» و «آقا محمد کاشانی» استفاده کرد و از بعضی از آنها اجازه اجتهاد و روایت دریافت کرد.

او علاوه بر کتاب مکیال، کتب دیگری از جمله: تذکرة الطالبین فی ترجمه آداب المتعلمین، ابواب الجنات فی آداب الجمعات، بساتین الجنان فی المعانی و البیان، آداب صلاة اللیله وظیفة الانام فی زمن غیبة الامام، سراج القبور، توضیح الشواهد، ترغیب الطلاب، انیس المتأدبین، کتاب المنابر، محاسن الادیب فی دقایق الاعاریب و دیوان اشعار دارد و در شعر به «تقی» یا «شرعی زاده» تخلص می کند.

از مقدمه ای که مرحوم سید محمدتقی بر مکیال نوشته، چنین برمی آید که از شدت عشق و علاقه ای که به حضرت حجت (عج) داشته، شبی آن حضرت را در خواب می بیند. امام(ع) تألیف این کتاب را به وی توصیه و تأکید می فرماید و حتی نام آن را نیز «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» تعیین می کند. سید از خواب بیدار می شود، ولی توفیقی برای تألیف آن برایش حاصل نمی شود. تا اینکه در سال 1330ق عازم سفر حج شد. در این سفر بسیاری از حاجیان گرفتار مرض وبا شدند و از دنیا رفتند.

آیت الله سید محمد تقی با خدای خویش عهد بست اگر از این سفر سالم برگردد، کتابی را درباره حضرت ولی عصر(عج) به رشته تألیف درآورد. چون از سفر برگشت، به عهد خود وفا کرد و کتاب مکیال المکارم را که حاوی موضوعات مهم در شناخت امام زمان و وظایف شیعیان در قبال آن حضرت است، به رشته تحریر درآورد.

این کتاب نخستین بار سال 1369ق در یک مجلد با 587 صفحه و بار دوم سال 1397ق در دو مجلد در اصفهان به چاپ رسید. در سال 1363ش برابر با 1404 چاپ سوم آن به صورت افست با تحقیق و اضافات مؤسسة الامام المهدی در قم چاپ شد.

کتاب مکیال المکارم در اصل به زبان عربی نگارش شده است و «سید مهدی حائری قزوینی» آن را به فارسی ترجمه کرده که در دو مجلد، با 625 صفحه، در تیراژ 4000، آبان 1379ش برابر شعبان 1421 از چاپ خارج شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. همین ترجمه بار دیگر در سال 1382ش از طریق انتشارات مسجد جمکران تجدید چاپ شد.

این کتاب ارزشمند دارای هشت بخش مهم است که درآن مؤلف ژرف اندیش با استناد به آیات و روایات متعدد، موضوعات بسیار اساسی و سرنوشت سازی را که اغلب جنبه کاربردی است و مورد ابتلای شیعیان و مسلمانان می باشد، مورد کاوش و دقت نظر و تأکید قرار داده است.

در بخش اول به موضوع وجوب شناخت امام زمان(عج) از دیدگاه عقل و نقل می پردازد. بخش دوم کتاب اختصاص به اثبات وجود حضرت حجت (عج) دارد که خود شامل سه فصل جداگانه می شود و هر کدام با استناد به آیات و روایات و معجزات و کرامات، ابحاث گران سنگی را تقدیم حضور خوانندگان می کند. بخش سوم در بیان پاره ای از حقوق و توجهات آن حضرت بر شیعیان است که به صورت مختصر و مفید ارائه شده است.

بخش چهارم که از بخش های مهم و مفصل کتاب به شمار می آید، اختصاص به توضیح درجات و ویژگی های آن حضرت دارد که سبب دعای ما شیعیان به آن امام غایب می گردد. جالب اینکه این درجات و خصوصیات به طرز ابتکاری و به ترتیب حروف الفبا تنظیم و از حرف الف آغاز شده و در حرف ی پایان پذیرفته است. بخش پنجم نیز که از فصول مفصل کتاب به شمار می آید، به ثمرات و پیامدهای گوارای دعا برای فرج حضرت حجت (عج) اختصاص یافته است و مؤلف محقق در این بخش نیز با استناد به آیات و روایات، بحث های جذاب و جالبی را برای خوانندگان ارائه می دهد و بدین ترتیب، جلد اول کتاب مکیال المکارم به پایان می رسد.

جلد دوم کتاب با بخش ششم آغاز می شود. در این بخش مؤلف کتاب با تحقیق فراگیر خود که از میان آیات و روایات استخراج کرده، به 50 زمان و 8 مکان مشخص اشاره می کند که دعا برای آن حضرت در این زمان ها و مکان ها مورد عنایت و تأکید قرار گرفته است؛ از جمله زمان ها: بعد از نماز های واجب، در حال سجده، روز پنجشنبه، شب جمعه، در خطبه نماز جمعه، شب و روز نیمه شعبان، هنگام غم و اندوه، بعد از ذکر مصیبت امام حسین(ع)، روز غدیر، روز عرفه، روز عاشورا، روز عید نوروز، روز دحوالارض، و ...، و از جمله مکان ها: مسجد الحرام، عرفات، سرداب، حرم سید الشهدا(ع)، حرم امیرمؤمنان و سایر ائمه اطهار(ع) است.

بخش هفتم، به چگونگی دعا برای تعجیل ظهور امام مهدی (عج) اختصاص دارد. این بخش از سه مقصد تشکیل یافته است. در مقصد اول، مؤلف کتاب در ضمن بیست تذکر، به آداب کلی دعا می پردازد. آنگاه در مقصد دوم با مطرح کردن بیست تذکر دیگر، به چگونگی دعا برای تعجیل به صورت آشکار یا به کنایه بسنده می کند و در نهایت در مقصد سوم، دعاهایی را که در این مورد از جانب امامان معصوم(ع) نقل شده است ( با توضیح و دفع اشکال از بعضی از آنها )، مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

بخش هشتم که آخرین بخش کتاب است، در تبیین وظایف و تکالیف بندگان به خصوص شیعیان و مسلمانان در برابر ساحت مقدس حضرت حجت، امام مهدی(عج) است. در این بخش باز با استناد به آیات و روایات متعدد که حکایت از اشراف و تبحر مؤلف به کتب روایی و حدیثی دارد، تعداد هشتاد وظیفه مورد دقت و تأمل قرار گرفته است که از جمله آن می توان به موضوعاتی مانند: شناخت صفات و آداب و خصوصیات امام، رعایت ادب در مورد ایشان، انتظار فرج، اظهار اشتیاق به دیدار، درخواست معرفت آن حضرت، هدیه نماز مخصوص، اهتمام به یاری آن حضرت، صله دادن برای امام، خشوع در هنگام یادآوری، تهذیب نفس، تأسی به اخلاق و اعمال امام، حفظ زبان از اغیار، تکذیب مدعیان نیابت خاصه و ... در آن اشاره کرد.

منبع: مهر




برچسب ها: کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، دانلود کتاب مکیال المکارم، کتاب مکیال المکارم جاوا و اندروید، دانلود رایگان، نرم افزار اسلامی، نرم افزار مذهبی، نرم افزار مکیال المکارم برای کامپیوتر،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر حدیث امام صادق (علیه السلام):

امام صادق (علیه السلام):
 هیچ مسلمانی نیاز مسلمانی را برآورده نکرد مگر اینکه خدای تبارک و تعالی او را ندا دهد: پاداش تو بر عهده من است ،و من به کمتر از بهشت برای تو راضی نخواهم بود.
 اصول کافی ج2 ص 194






برچسب ها: پوستر و عکس، پوستر، عکس، پوستر مذهبی، پوستر حدیث، پوستر روایات، امام صادق ع،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
دانلود رایگان نرم افزار نهج البلاغه (قابل نصب بر روی رایانه / انواع موبایل)

موضوع: نهج البلاغه( خطبه ها- کلمات قصار- نامه ها)
ترجمه : اردبیلی

*برای دانلود اینجا کلیک کنید*




برچسب ها: دانلود نرمافزار، نرم افزار موبایل، نرم افزار کامپیوتر، دانلود نرم افزار رایانه، دانلود رایگان، دانلود نرافزار مذهبی، دانلود نرم افزار نهج البلاغه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر حدیث قدسی

خداوند متعال :
ای فرزند آدم  من تورا نیافریدم که از تو بهره و سودی نصیب من شود بلکه تورا خلق کردم تا تو از من بهره مند شوی ، پس مرا به جای هر چیز دیگر اختیار کن ، من تورا یاری خواهم کرد و از هرچیز بی نیاز خواهی شد.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج20 ص319





برچسب ها: عکس و پوستر، مذهبی، الاسلام، شیعه، احادیث و روایات، احادیث قدسی، پوستر احادیث،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
شهادت مظلومان حضرت امام حسن مجتبی (ع) را به حضرت ولیعصر(عج)و شیعیان و دلسخوتگان آن حضرت تسلیت عرض مینمائیم



گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریة زینب نظاره کن
مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

حاج غلامرضا سازگار




برچسب ها: امام حسن مجتبی، غریب مدینه، کریم اهل بیت، کریم آل طه، امام دوم شیعیان، پوستر امام حسن مجتبی ع، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
شهادت جانگداز پیامبر گرامی اسلام(ص)وامام حسن مجتبی (ع)وامام رضا(ع)رابه امام زمان (عج) و برتمامی مسلمان تسلیت میگویم.




گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریة زینب نظاره کن
مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

حاج غلامرضا سازگار



برچسب ها: 28صفر، رحلت پیامبر، شهادت پیامبر ص، شهادت امام حسن مجتبی، شهادت امام رضا ع،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
حدیث امام رضا (ع) درباره فضیلت زیارت امام حسین (ع)

قال الامام رضا (ع):
من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله

امام رضا (ع):
 کسی که قبر امام حسین (ع) را در کرانه فرات زیارت کند مثل کسی است که خدارا زیارت کرده است.

مستدرک الوسائل الشیعه ج10 ص 250





برچسب ها: امام حسین ع، سیدالشهدا ع، اباعبدالله الحسین ع، پوستر امام حسین ع، پوستر محرم، احادیث و روایات، اربعین،
ارسال در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
روایتی از حضرت علی (ع) درباب حب دنیا

امام على بن ابیطالب(ع) فرمود:

«ارفض الدنیا فان حب الدنیا یعمى و یصم و یبكم و یذل الرقاب;

دنیاپرستى را ترك كن چرا كه حب دنیا چشم را كور و گوش را كر و زبان را لال مى‏كند و گردنها را به ذلت مى‏كشاند.

اصول كافى، جلد 2، صفحه‏136





برچسب ها: دنیا پرستی، حب دنیا، حدیث حضرت علی ع، روایتی از امام علی ع، حضرت علی ع، پوستر امام علی ع، عکس حضرت علی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic