تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)

لبیک اللهم لبیک...

God forgive me...



House of God





برچسب ها: مکه مکرمه، تصویر مکه، عکس زیبای خانه خدا، عکس زیبا مکه، خانه خدا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اسفند 1391 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

اثبات ولایت امیرالمومنین علی(علیه السلام) از منابع اهل سنت:



قال رسول الله
(صلی الله علیه و آله):

ای علی (علیه السلام):

در روز قیامت تو و شیعیانت در حالیکه از خداوند راضی و خداوند هم از شما راضی میباشد می آئید.


منابع اهل سنت :

( اللمعة البیضاء ص413 حدیث 1125 /شواهد التنزیل ج 2ص 459 / الدر المنثور ج8ص589/ المناقب ص 265حدیث 247)

*********************************************************

حافظ جمال الدین محمد بن یوسف زرندی مدنی که ازفقها و علمای اهل سنت است در ذیل آیه شریفه : اولئک هم خیرالبریه نقل یمکند که :
 

چون این آیه نازل گردید رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) به علی ابن ابیطالب فرمودند :

یا علی تو و شیعیان تو خیرالبریه هستید. می آئید روز قیامت تو و شیعیان تو در حالی که از خدا راضی و خدا هم از شما راضی است. و می آیند دشمنان تو خشمناک دستهایشان بگردنشان بسته می باشد. پس امیر المومنین عرض کرد : دشمن من کیست؟ رسول خدا فرمود : کسی که بیزاری می جوید از تو و ترا لعن می نماید.

منبع اهل سنت:

ابن حجر در الصواعق المحرقه باب 11 نقلی میکند 

منبع شیعه :
شبهای پیشاور ص 158


*************************************************************************************

ام سلمه همسر رسول خدا (ص) نقل می کند که رسول خدا فرمودند:

(یا علی انت و اصحابک و شیعتک فی الجنه)

یا علی تو و اصحابت و شیعیانت در بهشت می باشید

منابع اهل سنت:

 میر سید علی همدانی شافعی در موده القربی ، ابن حجر عسقلانی در الصواعق المحرقه






برچسب ها: اثبات ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام از منابع اهل سنت، اثبات ولایت علی ع، حقانیت شیعه، احادیث اهل تسنن، اهل سنت، تسنن، سنی، روایات اهل سنت، وهابیت، سلفی، اسلام، السلام، رسول الله ص، پیغمبر، امیرالمومنین علی ع، عمر، ابوبکر، عثمان، خلیفه، خلافت، خلیفه رسول خدا، مدینه، مکه، ریاض، حجاز، سعودی، عربستان، خلیفه دوم، اثبات حقانیت شیعه،
ارسال در تاریخ شنبه 23 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
روایات معتبر اهل سنت درباره حقانیت ولایت امیرالمومنین علی (ع):

علی امیر و ولی شماست

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
اگر مردم می دانستند چه زمانی علی علیه السلام امیرالمؤمنین نامیده شده است، فضل و برتری او را انكار نمی كردند. او امیرالمؤمنین نامیده شد در حالی كه آدم میان روح و جسد بود. خداوند فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی.

پس خدای متعال فرمود: من پروردگار شما، محمد پیامبر شما و علی امیر شماست [1] .

ابو هریره گفت:
از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد:
در چه زمانی نبوت برای شما لازم و قرار داده شد؟ فرمود: پیش از آن كه آدم آفریده شود و روح در او دمیده گردد. و فرمود: و آن زمانی كه پروردگار تو از صلب بنی آدم فرزندانشان را برگرفت و آنها را گواه و شاهد بر خودشان گرفت(كه)آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی. پس خدای متعال فرمود: من پروردگار بلند مرتبه شما، و محمّدصلی الله علیه وآله وسلم پیامبر شما و علی امیر شماست [2] .


ابن عباس گفت: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود:

 ای علی! من شهر حكمت و تو در آن هستی. و هرگز به شهر نمی توان داخل شد مگر از درب آن. و دروغ گفت كسی كه گمان برد مرا دوست دارد و حال این كه دشمن توست، زیرا تو از من و من از تو هستم؛ گوشت تو گوشت من؛ خون تو، خون من؛ روح تو، روح من؛ باطن تو از باطن من؛ و ظاهر تو از ظاهر من است و تو امام امت من و جانشین من بر امت پس از من هستی. كسی كه تو را اطاعت كرد سعادتمند شد، و كسی كه تو را نافرمانی كرد شقی و بدبخت شد. سود برد كسی كه تو را به دوستی گرفت و زیانكار شد كسی كه تو را به دشمنی گرفت و كسی كه ملازم تو شد رستگار گشت و كسی كه از تو جدا شد، هلاك گشت. مثل تو و مثل ائمه از فرزندانت بعد از من، مثل كشتی نوح است. كسی كه سوار شد نجات یافت و كسی كه از آن دوری گزید غرق شد. و مثل شما مثل ستارگان است. هرگاه ستاره ای غروب كند، ستاره ای طلوع می كند تا روز قیامت [3] .

احادیث در مناقب و فضیلت امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب علیه السلام دركتب سنی بسیار است و آنچه در این مقال آورده شد، نمونه ای بسیار كم و ناچیز بود.

آیا می توان از كنار این همه حدیث، چشم بسته و بی تفاوت گذشت؟ و آیا این همه عناوین را كه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به علی علیه السلام داده، می توان فقط حمل بر شدّت دوستی و محبتی كرد كه آن حضرت صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمؤمنین علیه السلام داشت؟ آیا با وجود این احادیث می توان گفت: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم در امر خلافت بعد از خود سكوت اختیار كرده است؟!

*******************************************************************************

[1] العلامة المولی محمد صالح الكشفی الحنفی الترمذی فی كتابه المناقب المرتضویه ص 102، ط بمبئی قال:
قال النبی صلی الله علیه وآله وسلم:
لو یعلم الناس متی سمّی علی امیرالمؤمنین ما أنكروا فضله سمی بذلك و آدم بین الروح و الجسد، قال اللَّه: ألستُ بربكم؟ قالوا: بلی، فقال تعالی: أنا ربكم و محمد نبیكم و علی أمیركم ؛ عن فردوس الأخبار
 احقاق الحق، ج 4، ص 275.


[2] عن ابی هریره قال:
 قیل: یا رسول اللَّه، متی وجبت لك النبوة؟ قال النبی صلی الله علیه وآله وسلم: قبل أن یخلق اللَّه آدم و نفخ الروح فیه و قال: و إذ أخذ ربك من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربكم؟ قالوا: بلی، فقال: أنا ربكم الأعلی و محمد نبیّكم و علّی أمیركم.
 احقاق الحق، ج 4، ص 276.

[3] العلامة الشیخ ابراهیم بن محمد بن ابی بكر حمویة الحموینی، المتوفی 722، فی كتابه فرائد السمطین مخطوط باسناده عن سعید بن جبیر،
عن ابن عباس،قال:
 قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم لعلّی بن ابی طالب علیه السلام:
یا علی! أنا مدینة الحكمة و أنت بابها و لن تؤتی المدینة إلاّ من قبل الباب و كذب من زعم أنه یحبنی و یبغضك، لأنك منی و أنا منك؛ لحمك من لحمی و دمك من دمی و روحك من روحی و سریرتك من سریرتی و علانیتك من علانیتی و أنت امام أمتی و خلیفتی علیها بعدی؛ سعد من أطاعك و شقی من عصاك و ربح من تولاّك و خسر من عاداك و فاز من لزمك و هلك من فارقك. مثلك و مثل الائمة من ولدك بعدی مثل سفینة نوح؛ من ركب فیها نجی و من تخلّف عنها غرق و مثلكم مثل النجوم كلما غاب نجم، طلع نجم إلی یوم القیامة ؛

احقاق الحق، ج 4، ص 482.








برچسب ها: احادیث و روایات، روایات اهل سنت، روایات اهل تسنن، سنی، احادیث معتبر اهل تسنن، اسلام، عرب، عربستان، حجاز، کوفه، فقه، فتوی، مذهب، ولایت علی ع، ولایت حضرت علی ع، حبیب الله، ولی الله، الله، رسول الله ص، رسول خدا، احادیث رسول الله، روایات پیامبر ص، پیغمبر اسلام،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
حــدیث رایت (پرچم)

چگونگی فتح قلعه خیبر بدست امیرالمومنین علی (علیه السلام):

رایت در لغت به معنی درفش فرماندهی کل و بزرگترین پرچم است. آن را ام الحرب یعنی مرکز و اصل و اساس جنگ گفته اند زیرا تا در میدان برافراشته است بدان معنی است که فرمانده در مرکز ستاد باقی است و جنگ ادامه دارد. هر واحد رزمی نیز جداگانه پرچمی دارد که لواء گفته می شود و رتبت آن از رایت پائین تر است. معمولا رایت به سرداری سپرده می شود که استعداد نظامی و نیروی بدنی و هوش و استقامت و سرعت عمل و معنویات او از دیگران بیشتر باشد و تا آخرین نفس برای بر پا داشتن آن مقاومت و فداکاری نماید.

رایت رسول الله (ص) در همه غزوات به دست علی (ع) بود  (اعیان الشیعة، 1/337)

انس بن مالک و جابر بن عبدالله انصاری از رسول الله (ص) روایت کرده اند که «علی پسر عم و حامل رایت من است» علی متقی از طبرانی از بریدة بن الحصیب آورده است که از رسول الله (ص) پرسیدند :
 روز قیامت چه کسی رایت ترا در دست خواهد داشت؟ فرمود چه کسی بهتر از آن که آن را در دنیا در دست دارد علی بن ابی طالب (ع) (کنز العمال، 12/1301، 15/342) .

عبدالله بن احمد بن حنبل به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که «در روز بدر علی (ع) رایت رسول الله (ص) را در دست داشت. حکم راوی این حدیث علاوه نموده که او در روز بدر و در همه غزوات علمدار پیغمبر (ص) بود» (مناقب ابن حنبل، نسخه خطی کتابخانه مرعشی، 92 به بعد) .
 میر حامد حسین لکنهوئی نیشابوری جلد نهم از منهج دوم کتاب عبقات الانوار (الذریعة، 15/214 215) را به ذکر طرق اسناد و ادله تواتر از مآخذ اهل سنت اختصاص داده است.

حدیث پیروزی معجزه آسای علی (ع) در جنگ خیبر سخنانی است که در فضائل آن حضرت به آن مناسبت بر زبان رسول الله (ص) جاری شده است خیبر کلمه ای است عبرانی (خبر«~ kheber) ~»یعنی طایفه و جماعت یا قلعه و پادگان. لغت نویسان عرب آن را عالم به احکام خدا یا کشاورز ... معنی کرده اند (تاریخ العرب قبل الاسلام، دکتر جواد علی، 6/159، 1376 ق) .

قلعه خیبر

 واحه خیبر در دویست و پنجاه کیلومتری شمال مدینه در راه تبوک و شام واقع است. این دشت سرسبز از دیر باز مسکن دسته ای از یهودیان بوده که خود را از نسل رکاب (تورات، سفر ملوک، فصل نوزدهم، آیه 15) می دانستند و می گفتند بازماندگان جندب (یونادب«~ junadeb) ~»پسر رکابند و بعداز ویران شدن هیکل و قتل عام اورشلیم به خیبر مهاجرت کرده اند. مردانی ثروتمند و ملاک و رباخوار ولی شجاع و پرکار بودند. به زبان عربی با لهجه یهودی حرف می زدند و از بین ایشان شاعران به نامی برخاسته بودند. واحه خیبر به نام سه دژ بزرگ آن به سه منطقه تقسیم و هر منطقه شامل چند قلعه بزرگ و کوچک بود و باغها و مزارع سرسبز داشت. یکی از آنها منطقه دژ نطاة (یعنی تاج خوشه خرما) دویمی منطقه دژ شق (برادر) و سیمی منطقه دژ کتیبه (بر وزن سفینه یعنی دسته ای از لشکریان) نام داشت.

قلاع صعب بن معاذ و ناعم و زبیر (بر وزن امیر نامی است عبری) در منطقه نطاة و قلعه های ابی و نزار در منطقه شق و قلاع قموص (بر وزن چموش و به همان معنی) و وطیح (گلی که به سم حیوانات و چنگال مرغان می چسبد) و سلالم (شاید به معنی نردبان) در منطقه کتیبه واقع بود. این قلاع استوار مأمن خیبریان و مخزن اموال و انبار اسلحه و غلات و علوفه بود و هنگام بروز خطر احشام خود را به داخل آنها برده آماده دفاع می شدند. بعد از آن که قبایل یهود مدینه از آن شهر تار و مار شدند بقیة السیف ایشان به خیبر پناه بردند و در آنجا به تحریک و تفتین پرداختند .

رسول الله (ص) که بعد از صلح حدیبیه در صدد فتح مکه بود و می بایست قبلا خاطر خود را از یهود عربستان شمالی آسوده سازد حدود سه هفته بعد از بازگشت از حدیبیه در اواخر ذی حجه سال ششم هجری عازم خیبر شد و راه مدینه خیبر را که هشت منزل بود چهارده روز پیمود و شبانگاهی به کنار قلاع خیبر رسید. یهودیان که از این لشکرکشی خبر شده بودند قبلا مردان جنگی را در دو قلعه نطاة و قموص و زنان و کودکان را در دژ کتیبه جای دادند. سلاح و تدارکات را در دژ شق جمع آوردند و علوفه را در قلعه صعب بن معاذ انباشتند. از آن سو مواد غذائی در سپاه اسلام اندک بود و مسلمانان ناچار شکم خود را با گوشت خران بارکش و خرمای نارس سیر می کردند. معذلک محاصره و جنگ ادامه داشت. ابتدا قلعه ناعم گشوده شد. بعد قلاع نطاة و شق و قموص به دست مسلمانان افتاد و آن گاه وطیح و سلالم فتح شد ولی تا فتح قلعه صعب بن معاذ مسلمانان همچنان دچار عسرت و بی غذایی بودند.

مقاومت قموص که امرا و اشراف یهود در آن بودند از همه بیشتر بود. بزرگان صحابه چون ابوبکر و عمر از فتح آن عاجز بودند تا این که رسول الله (ص) علی (ع) را مأمور فتح آن نمود و او حماسه ای چنان بزرگ آفرید که تاریخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. علی با کشتن سردار قهرمان یهود مرحب حمیری و برادرش یاسر و چند پهلوان دیگر یهود و با نمایش قدرت فوق بشری خود در پرش از روی خندق قموص و کندن در سنگی قلعه و به کار بردن آن به جای سپر و هجوم برق آسا به داخل قلعه و نابود کردن فوری همه مقاومتها و اسیر گرفتن همه زنان و کودکان از جمله صفیه دختر حیی بن اخطب (بانوی اول یهود) که به همسری رسول خدا درآمد چنان رعب و هیبتی در دل خیبریان افکند که قدرت هر گونه دفاع را از آنان سلب نمود و ناچار بدون قید و شرط تسلیم گشتند. بعد از این فتح بود که ثروت بی کران و ملک و برده و سلاح و ستور بسیار به دست دولت اسلام افتاد و مسلمانان یک باره از حالت پریشانی به درآمدند . عمر می گفت بعد از این فتح توانستیم غذای سیر بخوریم و عایشه می گفت حالا می توانیم هر چه بخواهیم خرما بخوریم (السیرة النبویة، ابن هشام، 2/316) . به علاوه روحیه مسلمانان چنان قوی گردید که سال بعد توانستند مکه را فتح کنند و اسلام را بر سراسر جزیرة العرب مسلط سازند.

احادیثی که درباره قدرت نمایی و شجاعت و معجزات و مناقب علی (ع) در روز خیبر روایت شده بی شمار است. ابن اسحاق سیره نویس و مورخ قدیم اسلام حدیث ذیل را از سلمة بن عمر و الاکوع صحابی رسول الله (ص) روایت کرده است:

 «پیغمبر رایت خویش را به ابوبکر صدیق داد و او را به یکی از قلاع خیبر فرستاد. او برفت و منتهای کوشش را به کار برد اما توفیقی به دست نیاورد و فتح ناکرده بازگشت. روز دیگر عمر بن الخطاب را فرستاد. او هم برفت و جهد بسیار کرد اما کاری از پیش نبرد و برگشت. آن گاه رسول الله (ص) فرمود: «لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله و رسوله (و یحبه الله و رسوله) یفتح الله علی یدیه لیس بفرار، همانا فردا این رایت را به مردی خواهم داد که خدای و رسول او را دوست دارد (در بعض روایات : و خدا و رسول او هم او را دوست دارند) خدا خیبر را به دست او می گشاید. او هرگز نمی گریزد پس علی رضوان الله علیه را بخواند و او به درد چشم مبتلی بود پس رشحه ای از آب دهان در چشم او چکانید و گفت: «خذ هذه الرایة فامض بها حتی یفتح الله علیک» این رایت را بگیر و آن را با خود ببر تا خدای خیبر را بر تو بگشاید. علی با آن رایت از نزد رسول الله (ص) بیرون آمد. به سرعت می دوید و نفس می زد. ما هم در پی او رفتیم. تا این که رایت خود را در زیر دیوار قلعه بر کومه ای از سنگ نشاند. جهودی از فراز قلعه سر برآورد و گفت: تو کیستی؟ گفت: علی بن ابی طالب، جهود گفت: علوتم و ما انزل علی موسی سوگند به کتابی که بر موسی نازل شده غلبه کردید. سلمه گوید: علی از آن جنگ برنگشت تا خدا خیبر را به دست او نگشود» .

برای دیدن ادامه متن بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید




+ ادامه مطلب اینجا کلیک کنید
برچسب ها: حــدیث رایت (پرچم)، خیبر، تاریخ اسلام، فتح خیبر، چگونگی فتح خیبر، جنگ های پیامبر ص، جنگ با یهود، فضیلت حضرت علی ع، فاتح خیبر، داستان خیبر، قلعه خیبر، تاریخ جنگهای مسلمانان، غزوه تبوک، جنگ های صدر اسلام، حضرت محمد ص، تاریخ، اسلام، مکتب، فاتح، اهل سنت، اهل تسنن، سنی، وهابی، حقانیت ولایت، فدک، امیرالمومنین علی ع،
ارسال در تاریخ دوشنبه 18 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
روایت امام حسن عسگری (ع) درباب دعا برای فرج امام زمان (عج)

امام حسن عسگری (علیه السلام):

سوگند به خدا فرزندم دارای غیبتی خواهد بود که هیچ کس در آن دوران از هلاکت و نابودی رهایی نمی یابد مگر خداوند او را بر اعتقاد به امامت وی استوار و بر دعا برای تعجیل ظهورش موفق بدارد.





برچسب ها: حدیث و روایات، احادیث معصومین (ع)، آیات و روایات، حدیث از امام حسن عسگری ع، امام یازدهم، امامان شیعه، اسلام، روایتی از امام عسگری ع، امام هادی ع، امام نقی ع، صامت، زکی، خالص، نقی، هادی، مذهبی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 18 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مناجات امام زمان (عج) در سرداب سامرا


سیدبن طاووس (ره) از علمای کم نظیر شیعه میگوید:

شبی در سامرا وارد سردابه امام زمان (عج) شدم صدای ملکوتی امام را در حال منجات با خالق یکتا شنیدم که میفرمودند:

پروردگارا شیعیان ما از ما هستند از زیادی گل ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین گشته اند خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما. پروردگارا آنها را روز قیامت در مقابل دشمنان ما مواخذه نفرما . چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و ثوابشان کم است از اعمال من بردار و به ثواب آنها بیافزای.






برچسب ها: مناجات امام زمان عج در سرداب سامرا، مناجات، امام زمان عج، مناجات حضرت مهدی عج، اثتقاثه امام زمان عج، امام دوازدهم، مناجات حضرت ولیعصر، منجی، موعود، فرج، دعای فرج، شیعه، مهدویت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 18 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

جمله ماندگار از سید شهیدان اهل قلم  سید مرتضی آوینی


۱-پندار ما این است که ما مانده­ایم و شهدا رفته­اند،اماحقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده­اند.

۲-مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند ولاغیر…صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است
 
۳-اگر انسان هایی که مامور به ایجاد تحول در تاریخ هستند از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند،دیگر تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد.

۴-دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند،وگرنه درهنگام راحت و فراغت و صلح چه بسیارنداهل دین.

۵-عالم محضرشهداست،اماکو محرمی که این حضور را دریابد و در برابر این خلاء ظاهری خود را نبازد… زمان می­گذرد و مکانها فرو می­شکننداماحقایق باقی است…

۶-غایت خلقت جهان،پرورش انسانهایی است که دربرابر شدائد بر هرچه ترس و شک وتردید وتعلق است غلبه کنند و حسینی شوند.

۷-حلقوم­­ها را می­توان بریداما فریاد ها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده بر می­آید جاودانه می­ماند.

۸-وطن پرستو بهاراست واگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند، پرستویی که مقصد را در کوچ می­بیند از ویرانی لانه­ اش نمی­هراسد.اگرمقصدپرواز است پس قفس ویران بهتر.

۹-او (شیطان)ازاهل عشق نبود… تا با امری خلاف عقل خویش مواجه شد،گردن از طاعت معبودپیچید وحکم عقل­گرایی خویش را گردن نهاد. و پیروان شیطان نیز هم چنین­اند.

۱۰-تخصص حقیقی در سایه تعهداسلامی بدست می­آید ولا غیر

۱۱-قرن­هاست زمین انتظار مردانی اینچنین را می­کشد تا بیایندوکربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه­ساز ظهور باشند…آن مردان آمدندورفتند، فقط من وتو ماندیم واز جریان چیزی نفهمیدیم…

۱۲-ماندن در صف عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق بدست می­آید.

۱۳-آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست. پس برادر خوبم برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باش.

۱۴-شهدا،اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداعلیه السلام هستند پیام آنها عشق و اطاعت است و وفاداری.

۱۵-کجا از مرگ هراس دارد آنکه به جاودانگی روح در جوار رحمت حق آگاه است؟

۱۶-گمنامی برای شهوت پرست­ها دردآور است،اگرنه همه اجرها در گمنامی است؛تاآنجا که فرموده­اند:آنگونه در راه خدا انفاق کن که آن دست دیگرت هم با خبر نشود.

۱۷-زمان بستر جاری عشق است تا انسانها را در خود به خدا برساند وتمامی آنچه در زمان حدوث می یابد باقی است.



۱۸-یاران شتاب کنید…گویند قافله­ای در راه است که گنهکاران را در آن راهی نیست، آری گنهکاران را راهی نیست ،اما پشیمانان را می­پذیرند.

۱۹-بسیجی عاشق کربلاست وکربلا را تومپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها،نه؛ کربلا حرم حق است وهیچ­ کس را جز یاران امام حسین علیه السلام راهی به سوی حقیقت نیست. کربلا ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر….

۲۰-با بهاران روزی نو می­رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو.اکنون که جهان وجهانیان مرده­اند،آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سررسد؟ ویحی الارض بعدموتها…

۲۱-… اما با این همه،غربت سیدالشهدا عجب جانسوز است!دیگر جایی برای این ای کاش­هاواگرها نیست… کاروان کربلا در راه است واگر تو را هوس کرببلاست ،بسم الله

۲۲-جاذبه خاک به ماندن می­خواند وآن عهدباطنی به رفتن،عقل به ماندن می­خواند و عشق به رفتن…واین هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی وحیرت میان عقل و عشق معنا شود.

۲۳-هیچ شنیده­ای که مرغی اسیر،قفس را هم بر دارد وباخود ببرد؟

۲۴-هم الان اگر ملکوت­الموت سررسد وتو را به عالم باقی فراخواند،هرچند با شهادت،آماده­ای؟

۲۵-یاران ؛پای در راه نهیم که این راه رفتنی است ونه گفتنی…

۲۶- راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند ، اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد…

۲۷- زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تر است ، سلامت تن زیباست اما پرنده عشق تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند …

۲۸- بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، نه یک بار نه دو بار … به تعداد شهدایمان

۲۹- زندگی به خون وابسته است و پیکر تاریخ بی خون خدا مرده ای بیش نیست و سر مبارک امام شهید بر فراز نی رمزی است میان خدا و عشاق ؛ یعنی که این است بهای دیندار

۳۰- ای شقایق های آتش گرفته ، دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد ،آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟

۳۱- احرار از مرگ در بستر به خدا پناه می برند

۳۲- کربلا حرم امن الهی است و کربلا زینت و رؤیای همه دلهاست. دلهای عاشقی که ملوک را در اعلا دیده اند نه در دنیا، پس برادرم بارفتار و کردارت آسمان را بر زمین خریداری کن و با دل وجود پرواز عاشقانه کن، پس کربلا رفتن خون می خواهد…

۳۳- هر شهیدی کربلایی دارد، خاک آن کربلا تشنه اوست و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا برسد و آنگاه خون شهید جاذبه خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی به جز شهادت وجود ندارد

۳۴- در عالم رازیست که جز به بهای خون فاش نمی شود

۳۵- زندگی به خون وابسته است و پیکر تاریخ بی خون خدا مرده ای بیش نیست و سر مبارک امام شهید برفراز نی رمزی است میان خدا و عشاق، یعنی که این است بهای دیندار

۳۶- حیات عند رّب نقطه پایانی معراج بشریّت است که به آن مقام جز با شهادت دست نمی توان یافت

۳۷- در ملکوت اعلا کسی جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیلی شهداست

۳۸- اگر شهید نباشد خورشید طلوع نمی کند و زمستان سپری نمی شود، اگر شهید نباشد چشمه های اشک می خشکد، قلب ها سنگ می شود و دیگر نمی شکند و سرنوشت انسان به شب تاریک شقاوت و زمستان سرد قساوت انتها می گیرد و امید صبح و انتظار بهار در سراب یأس گم می شود

۳۹- شهدا اصحاب آخر الزّمانی سید الشهدا علیه السلام هستند و پیام آنها عشق و اطاعت است و وفاداری

۴۰- کاش ما هم در خیل منتظران شهادت باشیم

۴۱- نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزمودند و لاغیر… صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است

۴۲- امام به ما آموخت که انتظار تنها در مبارزه است

۴۳- چه جنگ باشد و چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد. باب جهاد اصغر بسته شد باب جهاد اکبر که بسته نیست

۴۴- جنگ ادامه دارد آنچنان که هزاران سال است از آغاز هبوط بشر در کره زمین تاکنون ادامه داشته است

۴۵- شاید جنگ پایان یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت؛ زنهار این غفلتی که من و تو را فرا گرفته ظلمات جهنم است

۴۶- دنیا وارونه است و دیوانه ها و قداره بندها بر آن حاکمیت دارند، اما چه غم که صالحین و مستضعفین وارث زمین خواهند بود و طلیعه آن هم اکنون ظهور یافته است

۴۷- عجیب است که باز هم این همان دهکده جهانیست که در زیر نور آسمانش بسیجیان رمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه هم بر کازینو های لاسوگاس می تابیده، هم بر حسینه دو کوهه و هم بر گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او می گریستند. دنیای عجیبی است نه؟

۴۸- شهدا مثل آیه های قرآن مقدسند؛ تقدس آیه های قرآن به این است که حکایت از حق دارند و شهدا نیز

۴۹- ای شهید؛ ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش







برچسب ها: شهید آوینی، شهید سید مرتضی آوینی، سخنان شهید آوینی، راوی روایت فتح، سید شهیدان اهل قلم، گفتار شهید سید مرتضی آوینی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
حکایت برصیصای عابد (ابلیس و بلعم)

مفهوم شناسی:

"برصیصا" را برخی در لغت برگرفته از «صیصا» در زبان آرامی می‌دانند که به معنای سینه بند یا کاکل‌های کلاه اسقف اعظم که یادآور برترین مقام کلیساست، می‌باشد و در اصطلاح راهبی عابد و زاهد بود که در دام شیطان گرفتار گشت وبد فرجام شد.1

برصیصا از قوم بنی اسرائیل بوده که عمری به پرستش خداوند و بندگی او سپری کرد و در پرتو ریاضت و یکتاپرستی و عبادت به مقامی رسیده بود که خداوند دعای او را در حق بیماران و دیوانگان و درماندگان مستجاب می‌کرد و خواسته‌اش را برآورده می‌نمود، مردم نزد او می‌آمدند و او به رایشان دعا می‌کرد و شفای آنان را از خدا می‌خواست و خدا نیز شفا می‌بخشید.2

 یادکرد قرآن از برصیصا:

نام و سرگذشت برصیصا به طور مستقیم در قرآن نیامده است؛ ولی آیات اول تا هجدهم سوره‌ی شریفه‌ی حشر به این مطلب اشاره دارد، به این صورت که این آیات سرگذشت طایفه یهود بنی نضیر را بازگو می‌کند که در اثر پیمان شکنی، (بدون جنگک و خونریزی) از مدینه رانده شدند 3 و سخن از منافقانی است که به بنی نضیر قول مساعدت می‌دهند و آن‌ها را علیه پیامبر اسلام (ص) تحریک می‌کنند، اما هرگز به این قول‌های دروغین عمل نمی‌کنند،4 در ادامه قرآن کریم درباره‌ی منافقان تشبیهی به کار می‌برد و می‌فرماید: «کَمَثَلِ الشَّیطانِ اِذْ قالَ لِلاِنسانِ اکْفُرْ فَلمّا کَفَرَ قالَ اِنّی بَریءٌ مِنکَ اِنّی اَخافُ اللهَ رَبّ الْعالمینَ»5

«کار آن‌ها همچون شیطانی است که به انسان گفت: کافر شود تا مشکلات تو را حل کنم. اما هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم»

در اینکه منظور از "انسان" در این آیه کیست در میان مفسران اختلاف است، اکثر آن‌ها، آن را جنس انسان می‌دانند که شیطان انسانی را به سوی کفر دعوت می‌کند، زیبایی‌های دنیا را در نظرش زینت می‌دهد و او را گرفتار کفر می‌سازد و سرانجام او را با همان رها می‌سازد.6

  برخی قائلند، آیه در مورد کفار جنگ بدر نازل شده است،7 اما اغلب مفسران برصیصای عابد را مصداق بارز انسان در این آیه می‌دانند.

«کار آن‌ها همچون شیطانی است که به انسان گفت: کافر شود تا مشکلات تو را حل کنم. اما هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم»

داستان حیرت انگیز برصیصای عابد:

راهب بنی اسرائیل در اثر عبادات طولانی به نقلی مستجاب الدعوه بود اما شیطان سال‌ها در پی فریب او بود، روزی زنی که به جنون مبتلا شده بود را به نزد وی می‌آورند تا او را شفا دهد از برصیصا می‌خواهند زن را نزد خود نگاه دارد، ابتدا امتناع می‌کند ولی با اصرار برادران آن زن، می‌پذیرد تا نزد او بماند.

شیطان راهب را وسوسه کرده و جمال زن را در نظرش زیبا جلوه می‌دهد و برصیصا به او تجاوز می‌کند، بار دیگر شیطان به او القا می‌کند برای فرار از رسوایی، زن را بکشد و او را مدفون سازد، راهب در پی آن خیانت، چنین جنایتی هم مرتکب می‌شود.

راز این رسوایی آشکار می‌شود و برصیصا را به صلیب یا به دار می‌کشند در بالای چوبه‌ی دار شیطان بار دیگر دست به گمراهی او می‌زند و از نقش اصلی خود در رقم خوردن این سرنوشت خبر می‌دهد و از او می‌خواهد اگر در برابرش سجده کند، او را رهایی بخشد، گویند راهب در همان حال با اشاره بر او سجده می‌کند و کافر می‌شود شیطان نیز از وی بیزاری جسته و او را رها می‌کند و برصیصای راهب در حالت کفر از دنیا می‌رود.8

این داستان با شرحی مفصل‌تر و با جزئیاتی متفاوت در روایات نقل شده است، نام برصیصا در کنار نام ابلیس و بلعم باعورا یاد می‌شود که هر سه به رغم پیشینه‌ی درخشان در عبادت و بندگی، سرانجامشان تباه می‌شود.9

فرآوری: شکوری

گروه دین تبیان

منابع:

[1] . مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن، قم، بوستان کتاب، 1386، ج 3، ص 120.

[2] . طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه علی کرمی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1380، چاپ اول، ج 14، ص 690-688.
[3] . طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی با همکاری رجاء، 1363، ج 19، ص 412.
[4] .  مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب للاسلامیه، 1374، چاپ 12، ج 23، ص 529- 528.
[5] . حشر، 16، (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی می‌باشد.)
[6] . تفسیر المزیان، پیشین، ص 437، تفسیر نمونه، پیشین، ص 538.
[7] . تفسیر مجمع البیان، پیشین، ص 691.
[8] . مجمع البیان، پیشین، ص 690-688؛ نمونه، پیشین، ص 545-544؛ المیزان، پیشین، ص 441-440.
[9] . اعلام قرآن، پیشینه، ص 120.




برچسب ها: حکایت برصیصای عابد، ابلیس و بلعم، داستان بلعم و ابلیس، داستانهای قرآنی، حکایت برصیصا یهود، قوم بنی اسرائیل، داستانهای عبرت انگیز، اسلام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
حدیث طیر مشفی (با منابع شیعه و اهل سنت)

یکی از دلایل تقدم و افضلیت علی (ع) بر صحابه رسول الله و کافه افراد خلق حدیثی است صحیح و متواتر (الغدیر، 3/219) به نام حدیث طیر (مرغ) که انس بن مالک صحابی و خدمتکار خالص رسول الله روایت نموده و محدثینی شیعی و سنی آن را از طرق گوناگون، به اسناد معتبر نقل کرده اند.

 ابو عبدالرحمن احمد بن شعیب نسائی صاحب صحیح نسائی در خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) (51) متن حدیث طیر را چنین آورده است:

 «اخبرنا ذکریا بن یحیی قال : اخبرنا مشهر بن عبدالملک عن عیسی بن عمر عن السدی عن انس بن مالک: أن النبی صلی الله علیه و سلم کان عنده طائر فقال: اللهم ائتنی بأحب خلقک الیک یأکل معی من هذا الطیر. فجاء ابوبکر فرده ثم جاء عمر فرده ثم جاء علی فأذن له»

یعنی: زکریا بن یحیی از حسن بن حماد از مسهر بن عبدالملک و مسهر از عیسی بن عمر و او از سدی و سدی از انس بن مالک روایت کرده اند که: «برای پیغمبر (ص) مرغی آورده بودند. آن حضرت فرمود: خدایا. محبوب ترین خلق خود را نزد من بفرست تا از این مرغ بخورد. پس ابوبکر آمد ولی پیامبر او را نپذیرفت، بعد عمر آمد. او را هم نپذیرفت ولی وقتی علی آمد اجازه فرمود داخل شود.

علاء الدین علی متقی هندی در کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال (15/420 به بعد) حدیث انس را با مختصر اختلاف لفظی به سه صورت از ابن عساکر دمشقی روایت کرده است
متن حدیث 422 چنین است:
 عن عمرو بن دینار عن انس قال: کنت مع رسول الله فی بستان فاهدی لنا طائر مشوی فقال: اللهم ائتنی بأحب الخلق الیک. فجاء علی بن ابی طالب فقلت: رسول الله مشغول . فرجع ثم جاء بعد ساعة و دق الباب ورددته مثل ذلک. ثم قال رسول الله: یا انس افتح له فطال مارددته. فقلت یا رسول الله. کنت اطمع ان یکون رجلا من الانصار. فدخل علی بن ابی طالب فأکل معه من الطیر. فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم: المرء یحب قومه
 یعنی : «عمرو بن دینار از انس بن مالک چنین روایت کرده است: با رسول الله در باغی بودیم. مرغ بریانی به ما هدیه کردند. پس پیغمبر فرمود: خدایا کسی را که از همه خلق بیشتر دوست داری نزد من بفرست. پس علی بن ابی طالب بیامد و خواست نزد پیغمبر رود. من گفتم پیغمبر اکنون کاری دارد و مشغول است. پس او برگشت و بعد از ساعتی باز آمد و دق الباب نمود. خواستم مثل دفعه پیش او را برگردانم اما رسول الله فرمود: ای انس در را به روی علی بگشا او را زیاد معطل کردی. گفتم ای فرستاده خدا طمع داشتم آن مرد یکی از انصار باشد. پس علی بن ابی طالب درآمد و با پیغمبر از آن مرغ بریان تناول کرد. پیغمبر (ص) فرمود: انسان قوم خود را دوست دارد»
 این حدیث را ابن عساکر و ابن النجار روایت کرده اند. در بعض روایات نام اهداء کننده مرغ بریان ام سلیم مادر انس بن مالک و در بعض دیگر ام سلمه ام المؤمنین همسر رسول الله (ص) آمده است. بعضی هم به جای جوجه و مرغ، کبک گفته اند. الفاظ و اشکال گوناگون این حدیث و اسناد آن از طرق اهل سنت به تفصیل در جلد چهارم عبقات الانوار که تمام کتاب به شرح این حدیث اختصاص دارد و در اعیان الشیعه (1/353) مندرج است.
منابع:
حدیث طیر را نه تنها علمای شیعه متواتر و قطعی الصدور می دانند بلکه گروهی از حافظان و محدثین بزرگ اهل سنت نیز صحت و اعتبار آن را تأیید نموده اند (مقدمه فتح الملک العلی) به علاوه بعض مشاهیر شیعه و سنی کتابهایی در شرح الفاظ و اسناد این حدیث تألیف کرده اند که نام بعض ایشان چنین است:

 1) ابوجعفر جریر طبری مورخ و محدث مشهور (م 310 ق) به روایت عبقات 4/218؛
2) حافظ ابوالعباس عقده کوفی (م 332 ق) به روایت عبقات 4/218؛
3) حاکم نیشابوری شافعی (م 403/405 ق) مفسر و محدث و مورخ معروف به روایت المستدرک علی الصحیحین 3/130، تاریخ بغداد، 5/473 و طبقات الشافعیة، 3/64 تألیف سبکی
4) حافظ ابوطاهر حمدان از شاگردان حاکم نیشابوری به روایت مقدمه فتح الملک العلی
5) ابوعبدالله ذهبی به روایت مقدمه «فتح الملک العلی»
6) ابوبکر مردویه اصفهانی (م 410 ق) محدث و مفسر و مورخ مشهور، به روایت عبقات 4/5
7) حافظ ابونعیم اصفهانی (م 430 ق) جد علامه مجلسی و مورخ و محدث مشهور به روایت عبقات 4/5
8) و از همه جامعتر و مهمتر کتاب چهارم از منهج دوم از اثر بزرگ تشیع عبقات الانوار تألیف علامه میر حامد حسین لکنهویی کنتوری نیشابوری است (م 1306 ق) که اختصاصا درباره این حدیث شریف تألیف شده و اسناد صحت و تواتر آن را از طرق اهل سنت با ذکر نام روات و نقد هر حدیث به تفصیل ذکر کرده است.


منابع : دایرة المعارف تشیع، ج 6





برچسب ها: حدیث طیر مشفی با منابع شیع و اهل سنت، حدیث، احادیث اهل سنت، احادیث شیعه، حدیث طیر، حدیث طیر مشفی، حدیث اهل تسنن، سنی، وهابیت، وهابی، روایات پیامبر، اسلام، روایت طیر،
ارسال در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق



رسول خدا (ص):


به حساب خود برسید قبل از اینکه به حسابتان برسند.






برچسب ها: حدیث، احادیث معصومین ع، حدیث نبوی، حدیث از پیامبر ص، احادیث و روایات، روایت معصومین ع، عکس و پوستر مذهبی، شیعه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
شهادت مظلومانه امام جعفر صادق (علیه السلام) بر شیعیان و دلسوختگان آنحضرت تسلیت باد




ارسال در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
صلوات

****** جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) *****


::::::::::::::::: صــلــوات ::::::::::::::::






برچسب ها: صلوات، عکس صلوات، پوستر صلوات، صلوات حضرت مهدی عج، مذهبیریالشیعیان، مدح اهل بیت ع، صلوات کامل،
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
نشانه های قرآن در دانمارک(خط مرزی آب شور و آب شیرین)

در شمالی ترین، شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.


سورة مباركه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

۱۹. دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند.۲۰. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند.۲۱. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنید؟ ۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.


سوره مباركه فرقان آیه ۵۳:


« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سوره مباركه فاطر آیه ۱۲:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مباركه نمل آیه ۶۱:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾

[آیا شریكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بیشترشان نمى ‏دانند.






برچسب ها: نشانه های قرآن، قرآن مجید، دریای شیرین، دریای شور، معجزه، معجزات، معجزات قرآن، خدا، خداوند، قدرت خداوند، نعمت های خدا، رحمت خدا، زندگی، انسان، دریا، آب شیرین، آب شور، اقیانوس، رودخانه، موج، ساحل دریا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic