تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)
* پاسخ به شبهات اهل سنت درباره شهادت حضرت زهرا(س)* ازکتب اهل سنت


1. چرا حضرت علی (ع) در آن صحنه هیچ واكنشی از خود نشان نداد ؟

اولا: امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :
عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.

تفسیر آلوسی :3/124 .
نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد ، نشانگر این است كه واكنش علی (ع) در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم شیعه وجود داشته است .
ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند ، عثمان هیچ واكنشی از خود نشان نداد .



2. چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء علیها السلام ، انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دلیلی كه پیامبر اسلام (ص) از كسانی كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با این كه طبق نقل صحیح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر گرامی (ص) در پاسخ حذیفه و عمار كه تقاضای قتل تروریستها را كردند، فرمود: به صلاح نیست كه شایع كنند كه پیامبر اصحاب خود را به جرم تروریست بودن می كشد. «أكره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه» .
تفسیر ابن كثیر ج 2 ص 323.
ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشی قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع) نیز از سنت پیامبر اسلام (ص) پیروی كرد .

3 . چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص میانه خوبی داشت ؟

حضرت علی (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) میانه خوبی نداشت ؛ بلكه در صحیح‌ بخاری آمده كه حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند
كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ

صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240 .

4 . چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه به حضرت علی (ع) نسبت می دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلكه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یكی از اصحاب حضرت علی (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانیا ً: علی (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند
و میگوید:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم.
ثالثاً : بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (ع) در باره ابوبكر و عمر این بود كه آنان دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار بودند .

صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حكومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علی (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ
از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .

ثانیاً: علی (ع) در دوران حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد كرد و فرمود:
فاطمه (س) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود.

كتاب سلیم بن قیس ، ص674 .

ثالثاً: ابن عباس می‌گوید:علی (ع) در جنگ صفین از كتابى كه به املای پیامبرو به خط خودش بود برایم خواند كه چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود
كتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915 .


6. چرا حضرت علی (ع) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاری كرد ؟

اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانیاً : نام برخی از اصحاب ائمه (ع) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان علی (ع) هست ، نام او محمد بوده.

التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.

مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دلیل خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه .

أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427.

هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.

اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را علی وحسن و حسین (ع) نامگذاری نكردند.

7. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتی علی (ع) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموی پیامبر گفت اگر علی به من دختر ندهد دو نفر را وادار می كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علی دزدی كرده و دستش را قطع می كنم.
كافی ، ج 5 ، ص 346 .

ثانیاً: هیثمی از علمای بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقیل به این ازدواج ، علی (ع) خطاب به عباس فرمود:


درة عمر أحرجته الی ماتری
خشونت عمر باعث این كاری كه می بینی گردید.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبیر ج 3ص45.

ثالثاً: علمای اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پایش را لمس می‌كند و او را در بغل گرفت و بوسید. وام كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم، چشمت را كور می كردم

الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180.

اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند كه آیا درست است كه حاكم اسلامی كه باید حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم این چنین كند؟

سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید:
وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فكیف ینسب عمر إلى هذا ؟

به خدا سوگند این كاری كه از عمر نقل می كنند، قبیح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...

تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسین (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نكردند؟

در هیچ یك از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد .

اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار ودسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد.

احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278.

ثانیاً: امام حسین (ع) نقل می كند كه امام علی (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :
بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .

الكافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282 .

ثالثاً: آیا در عصری كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

9 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سكوت كرده و هیچ اقدامی نكردند؟

اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاك حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (ع) ؟پیامبر اكرم (ص) فقط در حق علی فرموده :

علی مع الحق والحق مع علی

علی با حق و حق با علی است .
تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن كنند تا معاویه در زمان حكومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت.
تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372 .

اولاً : جوینی از علمای اهل سنت و استاد مورد تأیید ذهبی از رسول اكرم (ص) قضیه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوی آن حضرت وسقط محسن او و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند.
فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانیاً : حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كلینی از امام كاظم (ع) نقل می كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...
فاطمه صدیقه و شهیده بود.

كافی ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاریخ همه ساله ایام فاطمیه، شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می كردند و بعد از انقلاب هم این مراسم در بیوت مراجع عظام و رهبری اقامه می شود.

سادساً: امام خمینی (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشى، سپاهى و بسیج و بر حضرت بقیة اللَّه- ارواحنافداء- تسلیت عرض مى‏كنم.

صحیفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستانی ، از علمای اهل سنت می‌نویسد :
عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود » .

الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83 .


سابعاً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه را قبول می‌كند ولی با توجه به عنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)




برچسب ها: اهل سنت، اهل تسنن، سنی، حنبلی، شافعی، حنفی، حدیث قرطاس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اثبات شهادت حضرت زهرا (س) از کتب اهل سنت و برسی سند


شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انكار ناپذیر

    
بسم اللّه الرحمن الرحیم‏

شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نموده‏اند. از اینرو گوشه‏اى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل‏سنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت مى‏نمائیم.



قال رسول اللَّه (ص):

 «... فتكون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولین كسى از اهل‏بیتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطین ج 2، ص 34

* * *

قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.

اصول كافى ج 1، ص 381


* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسول‏اللَّه (ص) و بین كتابه.

مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.

صحیح بخارى ج 1، 120

* * *

شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر

تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را مى‏سازد. كوشش پى‏گیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاك كند. و هیهات، هیهات. از نوك قلم پوزش مى‏طلبم و او را به بردبارى و شكیبایى فرا مى‏خوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم.

شهادت تنها یادگار پیامبر، «ام ابیها» صحیح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سیده نساء العالمین»، «سیدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع، آن هم بوسیله... یعنى چه؟

آیا ممكن است؟ این خبر گوش هر انسان آزاده‏اى را مى‏خراشد، هر عقلى را متحیّر مى‏سازد، بر هر عاطفه‏اى سنگین مى‏آید. گویا این همان امانتى است كه بر كوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند.

شاید همین امر موجب گردید تا توجیه‏گران تاریخ و افسانه پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخى را انكار كنند. امّا چه مى‏شود كرد، اى كاش زبان لال مى‏شد، قلم مى‏شكست این خبر دهشت بار را نمى‏شنیدیم. و اى كاش آسمانها فرو مى‏ریخت، كوهها متلاشى مى‏شد، جهان بپایان مى‏آمد و این فاجعه رخ نمى‏داد. چگونه بگویم؟ به كه بگویم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فریاد كشم؟ كه این واقعیت تلخى است كه تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است.

این آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است، بلكه معتبرترین كتابهاى اهل سنت بر این مصیبت شاهدند. صحیح بخارى - معتبرترین كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مى‏كند «الرزیّة كلّ الزریّة» مصیبت آن مصیبتى كه بر هر مصیبتى برترى دارد، بلكه آن مصیبتى كه همه مصائب را در بر مى‏گیرد، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى‏ بود. نسبت هذیان و... به پیامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگیرى تأكید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمینه «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» را فراهم كردند.

اینك متن حدیث (ابن عباس گفت:

چون بیمارى رسول خدا (ص) شدید گردید، فرمود: چیزى بیاورید تا بر آن براى شما نوشته‏اى بنویسم كه بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: بر پیامبر (ص) بیمارى چیره گردیده، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت. پیامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خیزید درگیرى در حضور من سزاوار نیست.

پس ابن عباس بیرون رفت ومى گفت: مصیبت، تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) ونوشتارش حائل گردیدند.

«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبیّ (صلى الله علیه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبیّ (صلى الله علیه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّی ولاینبغی عندی التنازع، فخرج ابن عباس یقول: انّ الرزیّة كلّ الرزیّة ماحال بین رسول اللَّه (صلى الله علیه و سلم) وبین كتابه.»

صحیح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حدیث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبیّ (ص) و وفاته، حدیث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المریض قوموا عنّى، حدیث 574. و ص‏774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهیة الخلاف، حدیث 2169.

شاید آنانكه كلام ابن عباس را مى‏شنیدند كه مى‏گوید: «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» واى مصیبت جامع، حیران و آشفته خاطر بودند كه یعنى چه؟ ! ابن عباس چه مى‏گوید؟ ! امّا پس از چند روز انگشت شمار نسبت دهنده هذیان و یاوه‏گویى به پیامبر (ص) كلام دیگرى گفت: به خدا قسم خانه را با شما آتش مى‏زنم. این ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مى‏شود.

الف: ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه، شیخ و استاد بخارى، در كتاب المصف، مى‏گوید:

«آنگاه كه بعد از رسول‏ خدا (ص) براى ابوبكر بیعت مى‏گرفتند. على (ع) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) رفت وشد مى‏كردند. عمر بن خطاب با خبر گردید وبنزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بیرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: مى‏دانید كه عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم یاد كرده اگر شما (بدون اینكه با ابوبكر بیعت كنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مى‏زند؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد »

«حین بویع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان علیّ والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فیشاورونها ویرجعون فی أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب، خرج حتّى‏ دخل على فاطمة فقال: یا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلینا من أبیك وما أحد أحب إلینا بعد أبیك منك، وأیم اللَّه ما ذلك بمانعی أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت. قال: فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون انّ عمر قد جائنی وقد حلف باللَّه لإن عدتم لیحرقنّ علیكم البیت، وأیم اللَّه لیمضینّ لما حلف علیه. »

كتاب المصنف، ج 7، ص 432، حدیث 37045، كتاب الفتن.





برچسب ها: شهادت حضرت زهرا، اهل سنت، اهل تسنن، اثبات شهادت حضرت زهرا، وهابیت، کتب اهل سنت، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت و برسی سند


منابع اهل تسنن :

امام  جوینی
ابن أبی شیبه
علامه بلاذری
ابن قتیبه دینوری
محمد بن جریر طبری
مسعودی شافعی
ابن عبد ربّه
ابن عبد البر قرطبی
مقاتل بن عطیة
أبی الفداء
صفدی
ابن حجر عسقلانی و شمس الدین ذهبی
أبو ولید محمد بن شحنه حنفی
محمد حافظ ابراهیم
عمر رضا كحالة
عبد الفتاح عبد المقصود
پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگی

***************


اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


منابع اهل تسنن :

روایات بسیاری در كتاب‌های اهل تسنن وجود دارد كه ثابت می‌كند ، خلیفه اول به همراه عده‌ای از دشمنان اهل بیت ، به خانه وحی همجوم برده و آن جا را به آتش كشیده‌اند ؛ در حالی كه فاطمه زهرا سلام الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بوده‌اند .

ما در این جا به چند روایت به نقل از علمای اهل سنت اشاره كرده و فقط چهار روایت ‌: ابن أبی شیبه ، بلاذری ، طبری و روایت پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگیش را از نظر سندی بررسی می‌كنیم .
1 . امام جوینی (730هـ) :

از آن جایی كه روایت جوینی اهمیت بیشتری داشت و نیز تصریح به مقتوله بودن صدیقه طاهره دارد ، ما نخست این روایت را نقل و بقیه روایات را بر طبق سال وفات صاحب كتاب ، می‌آوریم .

  جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روایت می کند :

روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علی بر او وارد شد ، دیدگان پیامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پیامبر گریست . در پی آن دو ، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند ، اشك پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد ، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند ، فرمود :

وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَكَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة .
فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِین‏ .

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 .
زمانی كه فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه‌ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده ،‌ حرمتش پایمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالی كه پیوسته فریاد می‌زند : وا محمداه ! ؛ ولی كسی به او پاسخ نمی‌دهد ،‌ کمک می خواهد ؛ اما كسی به فریادش نمی‌رسد .

او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود ؛ و در حالی بر من وارد می‌شود كه محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است .
و من در اینجا می‌گویم : خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند .

ذهبی در شرح حال امام الحرمین جوینی می گوید:

وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدین ابراهیم بن محمد بن المؤید بن حمویه الخراسانی الجوینى ... وكان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشكل مهیبا دینا صالحا .
تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 .

از امام روایت کننده و حدیث گوی یگانه کامل فخر اسلام و صدر دین ابراهیم بن محمد بن الموید بن حمویه الخراسانی الجوینی روایت شنیدم ( درس گرفتم ) ... و وی بسیار به روایات و بدست آوردن کتب حدیثی اهمیت می داد خوش صدا و خوش سیما بود و شخص با هیبت و دین دار و صالحی بود .
2. ابن أبی شیبه (239هـ) :

وی كه از استاتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده ، در كتاب المصنف می‌گوید :

أنه حین بویع لأبی بكر بعد رسول الله ( ص ) كان علی والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول الله ( ص ) فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم ، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال : یا بنت رسول الله ( ص ) ! والله ما من أحد أحب إلینا من أبیك ، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیك منك ، وأیم الله ما ذاك بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندك ، إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت ، قال : فلما خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیكم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه ... .
المصنف ، ج8 ، ص 572 .

هنگامى كه مردم با ابى بكر بیعت كردند ، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست كه اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .

این جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتى على (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند ، دخت گرامى پیامبربه على (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد !

ابن أبی شیه سند روایت را این گونه نقل می‌كند :


حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم

بررسی سند روایت :

محمد بن بشر :

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌گوید :

قال عثمان بن سعید الدارمى ، عن یحیى بن معین : ثقة .

و قال أبو عبید الآجرى : سألت أبا داود عن سماع محمد بن بشر من سعید بن أبى عروبة فقال : هو أحفظ من كان بالكوفة .
تهذیب الكمال ، ج24 ، ص533 .
ابو عبید گوید : از داود سؤال كردم از روایت محمد بن بشیر از سعید بن أبی عروبه ، گفت : او از نظر حفظ از تمامی كوفیان برتر بوده است .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

و كان ثقة ، كثیر الحدیث .

و قال النسائى ، و ابن قانع : ثقة .

و قال ابن شاهین فى " الثقات " : قال عثمان بن أبى شیبة : محمد بن بشر ثقة ثبت .
تهذیب التهذیب ، ج9 ، ص 74 .
عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب :
مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال أبو حاتم : سألت أحمد بن حنبل عن مالك ، و عبید الله بن عمر ، و أیوب أیهم أثبت فى نافع ؟ فقال : عبید الله أثبتهم وأحفظهم وأكثرهم روایة .

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل : قال یحیى بن معین : عبید الله بن عمر من الثقات .

و قال أبو زرعة ، و أبو حاتم : ثقة .

و قال النسائى : ثقة ثبت .

و قال أبو بكر بن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا .
تهذیب الكلمال ، ج19 ، ص127 .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

قال ابن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش : فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا . )

و قال أحمد بن صالح : ثقة ثبت مأمون ، لیس أحد أثبت فى حدیث نافع منه .
تهذیب التهذیب ، ج7 ، ص 40 .
زید بن أسلم القرشى العدوى :
وی از روات ، بخاری ، مسلم و بقیه صحاح سته اهل سنت است ؛ از این رو در وثاقت این شخص ، هیچ تردیدی وجود ندارد .

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه ، و أبو زرعة ، و أبو حاتم ، و محمد بن سعد ، و النسائى ، و ابن خراش : ثقة .

و قال یعقوب بن شیبة : ثقة من أهل الفقه والعلم ، و كان عالما بتفسیر القرآن ، له كتاب فیه تفسیر القرآن .
تهذیب الكمال ، ج10 ، ص17 .
أسلم القرشى العدوى ، أبو خالد و یقال أبو زید ، المدنى ، مولى عمر بن الخطاب :
وی نیز از روات بخاری ، مسلم و بقیه صحاح ا هل سنت و از صحابه است و از آن‌جایی كه تمامی صحابه از دیدگاه اهل سنت ، عادل هستند ، در وثاقت وی نمی توانند تردید كنند .

مزی در تهذیب الكمال می‌نویسد :


أدرك زمان النبى صلى الله علیه وسلم .

و قال العجلى : مدینى ثقة من كبار التابعین . و قال أبو زرعة : ثقة .
تهذیب الكمال ،‌ ج2 ، ص530 .
در نتیجه سند این روایت صحیح است .
3 . علامه بلاذری (270هـ) :

إن أبابکر آرسل إلی علی یرید البیعة ، فلم یبایع ، فجاء عمر و معه فتیلة . فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة : یابن الخطاب ! أتراک محرّقا علیّ بابی ؟! قال : نعم ، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک .
انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586.





برچسب ها: اثبات شهادت حضرت زهرا، اهل سنت، اسناد اهل سنت، سنی، اهل تسنن، شیعه، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
روایت معتبر از اهل سنت درباره حقانیت ائمه شیعه

رسول خدا (ص):


یاعلی مثل تو و مثل فرزندان ائمه ات بعد از من مثل کشتی نوح است. کسی که سوار شد نجات یافت و کسی که از آن دوری گزید غرق شد.

احقاق الحق ج4 ص482






برچسب ها: احادیث، روایات، رسول خدا، پیامبر، پیغمبر اسلام، اهل سنت، وهابی، سلفی، شیعه، اسلام، دین، عقاید، اهل بیت، ائمه معصومین، امامان شیعیان، کشتی نجات، الله، حق، احادیث اهل سنت درباره حقانیت شیعه،
ارسال در تاریخ جمعه 29 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
روایات اهل سنت در حقانیت شیعه :

1
- حافظ ابونعیم اصفهانی از علماء و محدثین اهل سنت، از ابن عباس روایت کرده که وقتی این آیه شریفه از سوره بینه نازل شد:

«ان الذین آمنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه جزائهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه»

آنان که ایمان آورده و نیکو کار شدند به حقیقت بهترین اهل عالمند پاداش آنها نزد خدا باغهای بهشت عدن است که نهرها از زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابدی جاودان هستند خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنود می باشند.

پس از نزول این آیه پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) فرمود:

یا علی هو انت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضین؛

علی جان مراد از «خیرالبریه (بهترین اهل عالم) در آیه تو و شیعیان توست»، که در روز قیامت تو و شیعیانت در حالی خواهید آمد که خداوند از شما راضی و شما هم از خداوند راضی هستید. [1]

2- ابوالموید احمد خوارزمی [2] و محمد بن یوسف [3] وسبط بن جوزی [4] و حاکم حسکانی در شواهد التنزیل روایت کرده اند که پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) فرمود:

یا علی الم تسمع قول الله تععالی ان الذین آمنو و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه... هم شیعتک و موعدی وعدکم الحوض اذا اجتمعت الامم لل حساب تدعون غرا محجلین»

یا علی، نشنیده ای آیه شریفه را که می فرماید:
 همانا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند ایشانند بهترین اهل عالم ... همانا بهترین اهل عالم شیعیان تو هستند، وعده گاه من و شما کنار حوض کوثر خواهد بود هنگامیکه خلائق برای حساب جمع شوند شما را می خوانند شما سید رویان باشید و شما را «سفید رو» صدا می کنند.


3- ابوالفضل احمد بن ابوطاهر [5] از رسول خدا (ص) روایت می کند که به علی (ع) فرمود:

 انت و شیعتک فی الجنه؛

 همانا تو و شیعیان تو در بهشت خواهید بود.


4- مسعودی از علماء اهل سنت [6] از رسول خدا (ص) روایت می کند که فرمود:

اذا کان یوم القیامه دعی الناس باسمائهم و اسماء امهاتهم الا هذا (یعنی علیا) و شیعته فانهم یدعون باسمائهم و اسماء آبائهم لصحه ولادتهم.

در روز قیامت مردم را با نامشان و نام مادرانشان می خوانند مگر عی (ع) و شیعیان او چون ایشان را با نامشان و نام پدرانشان می خوانند به خاطر صحت ولادتشان.

5- ابن حجر مکی [7] از رسول خدا (ص) روایت می کند که به علی (ع) فرمود:

یا علی، ان الله قد غفر لک و لذریتک ولولدک ولاهلک و شیعتک و لمحبی شیعتک؛

علی جان، خداوند غفران خود را نازل می کند بر تو و ذریه ی تو و بر فرزندانت و بر اهلت و بر شیعیانت و بر محبین شیعیانت.

6- ابن اثیر از (a) از رسول خدا (ص) روایت می کند که به علی (ع) فرمود:

«انک ستقدم علی الله انت و شیعتک راضین مرضین»

همانا به درستی که تو و شیعیانت بر خداوند وارد خواهید شد در حالی که خداوند از شما راضی و خشنودست و شما نیز از خداوند راضی و خشنود می باشید.

7- محمد بن یوسف شافعی (b) و هیثمی (c) از رسول خدا (ص) روایت کرده اند که به امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:
«انت اول داخل الجنه من امتی، و ان شیعتک علی منابر من نور مسرورون مبیضه وجوههم حولی، اشفع لکم فیکونون غدا فی الجنه جیرانی».


تو اولین کسی هستی که از امت من داخل بهشت می شوی و به درستی که شیعیان تو بر منبرهایی از نور مسرورند در حالیکه آنها در اطراف من هستند و صورتهایی نورانی و سفید دارند، من شما را شفاعت می کنم پس شیعیانت فردا در بهشت همسایگان من خواهند بود.

8- ابن عساکر [8] و ابن حجر مکی [9] و سبط بن جوزی [10] و هیثمی [11] از رسول خدا (ص) روایت کرده اند که به علی (ع) فرمود:

«یا علی ان اول اربعه یدخلون الجنه انا و انت و الحسن و الحسین (ع)، و ذرارینا خلف ظهورنا، و ازواجنا خلف ذرارینا، و شیعتنا عن ایماننا و عن شمائلنا.»

یا علی بدرستی که اولین چهار کسی که وارد بهشت می شود من و تو و حسن و حسین هستیم و ذریه ما بعد از ما وارد می شوند، و همسران ما بعد از ذریه ما وارد می شوند و شیعیان ما از راست و چپ ما وارد بهشت خواهند شد.

در باب شیعیان و پیروان امیرالمؤمنین علی (ع) در لسان رسول (ص) آنقدر روایات زیاد است که به حد تواتر رسیده، برای تفصیل بیشتر مراجعه کنید به کتاب الغدیر علامه امینی [12].

با گفتار و روایاتی که بیان شد برهانی و قطعی شد که:

اولاً: مراد از شیعه همانا پیروان و دوستدارن و قائلین بر امامت و خلافت بلافصل علی بن ابیطالب (ع) بعد از رسول الله (ص) است.

ثانیاً: اولین واضع لفظ شیعه بر پیروان علی بن ابیطالب (ع) پیامبر اکرم (ص) است.

ثالثاً: معلوم شد تهمتی که بعضی از اهل تسنن به شیعیان می زنند و می گویند: شیعه یک فرقه سیاسی است که در زمان عثمان به وسیله ی عبدالله بن سبأ یهودی منافق پدید آمد، دروغی بیش نیست، بلکه اثبات کردیم که شیعه در زمان رسول خدا (ص) بر پیروان و محبین علی (ع) به وسیله ایشان پدید آمد و آن کسانی که در زمان پیامبر (ص) نامی از آنها نبود و بعدها آنهم فقط به طور ظاهر این نام را حمل کردند «اهل تسنن» می باشند چرا که سابقاً اثبات کردیم مراد از سنت همانا سنت خدا و رسولست و اهل سنت حقیقی پیروان جعفر بن محمد الصادق (ع) و علی بن ابیطالب (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستند.


 منابع :

[1] حیه الاولیا، حافظ ابونعیم اصفهانی

[2] مناقب فصل 17 ابوالموید احمد خوارزمی

[3] کفایه الطالب، ص 119، محمد بن یوسف گنجی شافعی

[4] تذکره الخواص، ص 31. سبط بن جوزی

[5] تاریخ بغداد ج 12، ص 289، ابوالفضل احمد بن ابوطاهر

[6] مروج الذهب، ج 2، ص 51

[7] صواعق محرقه، صص 96 و 139 و 140

(a) نهایه، ج 3، ص 276

(b) کفایه الطالب، ص 135

(c) مجمع الزوائد، ج 9، ص 131

[8] تاریخ ج 4، ص 318

[9] صواعق محرقه، ص 96

[10] تذکره، ص 31

[11] محمع الزوائد، ج 9، ص 131

[12] الغدیر، علامه امینی، ج 3، ص 79-80 

www.montazar.net




برچسب ها: اثبات ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام از منابع اهل سنت، اثبات ولایت علی ع، حقانیت شیعه، احادیث اهل تسنن، اهل سنت، تسنن، سنی، روایات اهل سنت، وهابیت، سلفی، اسلام، السلام، رسول الله ص، پیغمبر، امیرالمومنین علی ع، عمر، ابوبکر، عثمان، خلیفه، خلافت، خلیفه رسول خدا، مدینه، مکه، ریاض، حجاز، سعودی، عربستان، خلیفه دوم، اثبات حقانیت شیعه،
ارسال در تاریخ شنبه 23 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

اثبات ولایت امیرالمومنین علی(علیه السلام) از منابع اهل سنت:



قال رسول الله
(صلی الله علیه و آله):

ای علی (علیه السلام):

در روز قیامت تو و شیعیانت در حالیکه از خداوند راضی و خداوند هم از شما راضی میباشد می آئید.


منابع اهل سنت :

( اللمعة البیضاء ص413 حدیث 1125 /شواهد التنزیل ج 2ص 459 / الدر المنثور ج8ص589/ المناقب ص 265حدیث 247)

*********************************************************

حافظ جمال الدین محمد بن یوسف زرندی مدنی که ازفقها و علمای اهل سنت است در ذیل آیه شریفه : اولئک هم خیرالبریه نقل یمکند که :
 

چون این آیه نازل گردید رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) به علی ابن ابیطالب فرمودند :

یا علی تو و شیعیان تو خیرالبریه هستید. می آئید روز قیامت تو و شیعیان تو در حالی که از خدا راضی و خدا هم از شما راضی است. و می آیند دشمنان تو خشمناک دستهایشان بگردنشان بسته می باشد. پس امیر المومنین عرض کرد : دشمن من کیست؟ رسول خدا فرمود : کسی که بیزاری می جوید از تو و ترا لعن می نماید.

منبع اهل سنت:

ابن حجر در الصواعق المحرقه باب 11 نقلی میکند 

منبع شیعه :
شبهای پیشاور ص 158


*************************************************************************************

ام سلمه همسر رسول خدا (ص) نقل می کند که رسول خدا فرمودند:

(یا علی انت و اصحابک و شیعتک فی الجنه)

یا علی تو و اصحابت و شیعیانت در بهشت می باشید

منابع اهل سنت:

 میر سید علی همدانی شافعی در موده القربی ، ابن حجر عسقلانی در الصواعق المحرقه






برچسب ها: اثبات ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام از منابع اهل سنت، اثبات ولایت علی ع، حقانیت شیعه، احادیث اهل تسنن، اهل سنت، تسنن، سنی، روایات اهل سنت، وهابیت، سلفی، اسلام، السلام، رسول الله ص، پیغمبر، امیرالمومنین علی ع، عمر، ابوبکر، عثمان، خلیفه، خلافت، خلیفه رسول خدا، مدینه، مکه، ریاض، حجاز، سعودی، عربستان، خلیفه دوم، اثبات حقانیت شیعه،
ارسال در تاریخ شنبه 23 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

مناظره علامه امینی با عالم سنی


علامه امینی (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدیر) در یكی از سفرها در مجلسی شركت كرد، یكی از علمای اهل تسنّن به او گفت: «شما شیعیان در مورد حضرت علی ـ علیه السّلام ـ غلو و زیاده‌روی می‌كنید، مثلا او را با لقب «یَدُالله»، «عَیْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... می‌خوانید، توصیف صحابه، تا این حد، نادرست است.»

علاّمه بی‌درنگ جواب داد: «اگر عمر بن خطاب، علی ـ علیه السّلام ـ را با چنین القابی خوانده باشد، چه می‌گویید؟» او گفت: سخن عمر برای ما حجت است. علامه امینی در همان مجلس، یكی از كتاب‌های اصیل اهل تسنّن را طلبید، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌ای از آن را گشود كه در آن صفحه این حدیث آمده بود:

«مردی به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمی، نگاه نامشروع كرد، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ او را در آن حال دید، با دست، ضربه به صورت او زد و به این ترتیب او را مجازات كرد.

او در حالی كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسیار ناراحت بود، به عنوان شكایت از علی ـ علیه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد رای عین الله و ضرب یدالله: «همانا چشم خدا دید و دست خدا زد.»

كنایه از اینكه: چشم علی ـ علیه السّلام ـ آنچه می‌بیند خطا نمی‌كند، زیرا چشم او چشمی است كه آمیخته با اعتقاد به خدا است و چنین چشمی، اشتباه نمی‌كند، و دست علی ـ علیه السّلام ـ نیز جز در راه رضای خدا حركت نمی‌نماید.

سؤال كننده وقتی كه این حدیث را دید مطلب را دریافت، و قانع شد.

توضیح اینكه: اینگونه تعبیرات، شبیه جمله «روح الله» برای حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ است، كه به منظور «اضافه تشریفی» گفته می‌شود، نه اینكه منظور، آن باشد كه خدا، روح یا دست و چشم دارد.

--------------------------------------
منبع:

محمّد محمّدی اشتهاردی-یكصد و یك مناظره، ، ص197

منبع:http://www.andisheqom.com




برچسب ها: مناظره علامه امینی، مناظره علامه امینی با عالم سنی، شیعه، سنی، دلایل حقانیت شیعه، اهل سنت، مناظره بین شیعه و سنی، عالم سنی،
ارسال در تاریخ شنبه 22 تیر 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات