تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)
ویژه ولادت سومین گوهر ناب آسمان امامت و ولایت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

قسمتی از روایات مربوط به ولادت امام حسین (علیه السلام)

ولایت عشق وحدیث ولادت امام حسین (علیه السلام)


در سال چهارم هجرت(1)، جامعه نوپاى اسلامى با ولادت امام حسین علیه السلام به وجود یكى از قدسیان الهى زینت یافت .

فاطمه زهرا علیها السلام نوزاد فروزان را در قنداق زرد رنگى نزد سرور آفرینش(2)، پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم ، آورد و حضرت ضمن رهنمون دخت فروغمندش به استفاده از قنداق سفید، در گوش راست نو رسیده قدسى اذان و گوش چپ اقامه خواند و جبرییل علیه السلام فرود آمد و فرمود:

خداوند متعال ترا سلام رسانده و مى فرماید: از آن جا كه على براى تو چون هارون به موسى است ، نوزاد را حسین كه معادل عربى نام شبیر، فرزند هارون ، است نامگذارى كن .(3)

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم روز هفتم ولادت ، گوسفندى را عقیقه فرمود و بعد از تراشیدن موى سر معشوق الهى ، به وزن موى او نقره(4) صدقه داد.

از آن جا كه شیر فاطمه زهرا علیها السلام به جهت بیمارى خشك شده بود، حسین علیه السلام را نزد رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم آورده و آن حضرت به مدت چهل روز با گذراندن انگشت مبارك ابهام و گاهى زبان مباركش در دهان فرزند دلبندش و مكیدن او، حسین را سیر مى نمود و این سبب شد كه گوشت و خون حسین علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بروید؛ از اینرو پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود كه حسین از من است و من از حسینم .(5)

از بدو تولد، فرشتگان براى عرض تهنیت از یك سو و تسلیت از سوى دیگر به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرود مى آمدند.(6)

بارالها! بى گمان محمد، بنده و پیامبر تست ؛ این دو پاك ترین و برترین خاندان و ذریه من هستند؛ جبرییل براى من خبر كشته و خوار شدن فرزندم ، حسین ، را بیان كرد. پروردگارا! شهادت او را مبارك گردان و او را سرور و سالار شهیدان قرار ده ؛ بارالها! قاتل و خوار كننده او را عاقبت به خیر مگردان

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یكى از سفرهاى خود، در بین راه ایستاد و آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون ) را تلاوت فرمود و اشك ریخت و یاران حضرت از سبب گریه پرسیدند و حضرت فرمود:

جبرییل مرا از كربلا، كنار فرات كه فرزندم حسین را آنجا مى كشند، خبر داد؛ گویا جایى را كه به زمین مى افتد و دفن مى شود، مى بینم .

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از برگشت از سفر، بالاى منبر رفت و بعد از سخنرانى ، دست راست بر سر حسن علیه السلام و دست چپ بر سر حسین علیه السلام نهاد و سر به آسمان بلند كرد و فرمود:

بارالها! بى گمان محمد، بنده و پیامبر تست ؛ این دو پاك ترین و برترین خاندان و ذریه من هستند؛ جبرییل براى من خبر كشته و خوار شدن فرزندم ، حسین ، را بیان كرد. پروردگارا! شهادت او را مبارك گردان و او را سرور و سالار شهیدان قرار ده ؛ بارالها! قاتل و خوار كننده او را عاقبت به خیر مگردان .

در اینجا مردم در مسجد ناله سر دادند و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

آیا براى او گریه كرده و یاریش نمى كنید!(7)

حدیث ولادت عشق

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در این راستا فرمود:

هنگام ولادت حسین در شب جمعه ، جهت بزرگداشت او، خداوند متعال دستور داد تا فرشتگان ماءمور جهنم آتش آنرا بر اهل جهنم خاموش ‍ كنند و فرشتگان بهشتى بهشت را بیارایند و حورالعین خود را زینت داده و به دیدار هم روند و دیگر فرشتگان تسبیح و حمد و سپاس خداى را در صف هاى بهم پیوسته بپا دارند و جبرییل جهت تهنیت و شادباش گفتن به محضر پیامبر اكرم در هزار گروه كه هر گروهى یك میلیون فرشته است ، فرود آید و به محمد صلى الله علیه و آله و سلم بگوید:

من او را حسین نام نهادم . او را شرورترین شخص زمان او، كه سوار بر بدترین چهارپاست به قتل مى رساند؛ واى بر قاتل حسین و پیشواى او كه دستور قتل را صادر نمود؛ من از كشنده حسین بیزار و او نیز از من بیزار است ؛ زیرا در روز قیامت جرمى بالاتر از قتل حسین نیست كه با مشركان در آتش جهنم خواهد شد؛ آتش دوزخ به قاتل حسین مشتاق تر از بهشت به بهشتیان است .

جبرییل را هنگام هبوط، یكى از فرشتگان الهى (8)دید و پرسید:

امشب چه شده ؟ آیا قیامت اهل دنیا به پا شده است ؟

جبرییل فرمود:

براى محمد فرزندى به دنیا آمده كه خداوند متعال مرا جهت اظهار تهنیت به محضرش ، فرستاد.



آن فرشته گفت :

اى جبرییل ! قسم به آفریننده مان ، وقتى به حضور محمد شرفیاب شدى ، اسلام مرا به او برسان و از قول من به او بگو كه بحق كودك نو رسیده ات ، از پروردگارت بخواه تا از من خشنود شده و بالها و مقام و منزلت مرا در بین فرشتگان به من باز گرداند.

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه ضمن دریافت تهنیت و تحیت الهى از جبرییل ، از شهادت حسین علیه السلام آگاهى یافته بود، فرمود:

قاتل حسین از امت من نیست ؛ و من و خداوند متعال از ایشان بیزار هستیم .

و به دنبال این ، حضرت نزد فاطمه زهراء علیها السلام آمد و خبر شهادت ریحانه خود را به دخت گرانقدرش داد و زهراء علیها السلام اشك ریخت و فرمود:

اى كاش او را به دنیا نیاورده بودم .(9)

در اینحال رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

امامان بعد از حسین ، از وى آفریده خواهند شد.

حضرت نام یك یك ایشان را تا امام زمان ، مهدى عج الله تالى فرجه الشریف ، اظهار فرمود و گفت :

عیسى بن مریم پشت سر او نماز خواهد خواند.


در این لحظه ، فاطمه علیها السلام را آرامش فرا گرفت و سپس جبرییل تقاضا و درخواست آن فرشته را بیان فرمود و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم حسین را به آغوش گرفت و به آسمان اشاره كرد و فرمود:

بارالها! به حق این مولود بر تو بلكه به حق تو بر این مولود و بر جدش ، محمد، و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب ، اگر حسین ، فرزند على و فاطمه ، را نزد تو قدر و منزلتى است ، از درداییل خشنود شود و بال ها و مقام و منزلتش را براى او برگردان .(10)

روایت گهواره

خداوند متعال ولایت امیرالمؤمنین على علیه السلام را براى فرشتگان اظهار نمود و همه ملائكه جز فطرس آنرا پذیرفتند و از اینرو خداوند متعال بال او را شكست . هنگام ولادت امام حسین علیه السلام ، وقتى جبرییل جهت عرض تهنیت و شادباش به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى آمد، فطرس به او گفت :

مرا نزد محمد ببر و حاجت مرا به او بگو تا برایم دعا كند.

وقتى جبرییل براى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم حاجت فطرس را اظهار نمود، حضرت ، ولایت على علیه السلام را به او عرضه كرد و بعد از پذیرفتن او، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

شاءنك بالمهد فتمسح به و تمرغ فیه .

بر تو یاد آن گهواره ؛ خود را به آن بچسبان و او را در بر گیر.

فطرس خود را در حالیكه رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم براى او دعا مى كرد، به گهواره چسباند و خداوند متعال توبه اش را پذیرفت و بعد از بهبودیش به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفت :

در قبال این لطف و مرحمت ، زیارت و سلام و درود هر كسى را براى امام حسین علیه السلام ، به وى ابلاغ مى كنم .(11)

الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا.(12)

حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند؛ چه بایستند و چه بنشینند.

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم

منبع :
http://www.valiasr-aj.com

پی نوشت ها:

1. در رابطه با تاریخ ولادت امام حسین علیه السلام بیش از هشت قول وجود دارد؛ برخى چون شیخ طوسى رحمه الله در تهذیب و شهید رحمه الله در دروس و كلینى رحمه الله در اصول كافى سال سوم ، آخر ربیع الاول و بعضى چون مفید رحمه الله در ارشاد و سید بن طاووس رحمه الله در لهوف و ابن صباغ مالكى در الفصول المهمه سال چهارم ، سوم شعبان مى دانند؛ كسانى كه خواستار تحقیق در این زمینه هستند به مصادر این آراء در كتاب الصحیح عاملى 5/60 مراجعه كنند.


2. برخى روایات دارد كه اسماء، حسین علیه السلام را نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم آورد؛ بحار الانوار 43/238.

3. بحار الانوار 43/241 و 238.

4. در برخى روایات طلا نقل شده است . احقاق الحق 11/264 - 260 و كشف الغمه 2/171 و نفس ‍ المهموم شعرانى رحمه الله /6 و چاپ ذوى القربى /21 و بحار الانوار 43/243.

5. مناقب ابن شهر آشوب 4/50 و تفسیر الصافى ذیل آیه 16 سوره احقاف و تفسیر البرهان 4/172 ذیل همان آیه .

6. لهوف سید بن طاووس ص 17.

7. اللهوف /18.

8.نام این فرشته بنابر نقل احقاق الحق 11/286 و بحار الانوار 43/248 درداییل نقل كرده اند.

9.آیه شریفه 15 سوره احقاف در این باره است كه مى فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا... .

10. احقاق الحق 11/286 - 284 و بحار الانوار 43/248 - 245.

11. بحار الانوار 101/367.

12.بحار الانوار 43/291 و 44/2.




برچسب ها: امام حسین ع، شیعه، ولادت امام حسین ع، پوستر امام حسین ع، مولودی، سید الشهدا، کربلا،
ارسال در تاریخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
** سالم ماندن جنازه عالمی پس از 72 سال **

به نقل از مهر، ابرکوه در گذشته و اکنون از وجود علما و بزرگان بسیاری بهره برده است که بسیاری از آنها با وجود اینکه در اذهان مردم ماندگار شده اند، در دنیای رسانه ها که ابزار مهم انتقال به نسل های آینده هستند،‌ مهجور مانده اند.
یکی از این عالمان که در شهرستان کهن ابرکوه می زیست، "حاج ملا محمد صادق امام" است که به واسطه اتفاق نادری که در مورد وی پیش آمد، تنها جایی در کتاب داستان های شگفت شهید محراب دستغیب پیدا کرد و هیچ تحقیق دیگری در مورد این عالم بزرگ صورت نگرفته است.
این اتفاق شگفت و زندگی "حاج ملا محمد صادق امام" در این گزارش برای اولین بار در دنیای رسانه مطرح می شود و امید که با بررسی آن گامی هر چند کوچک در معرفی این عالم بزرگ که شهرتی جهانی دارد برداشته شود.

مروری بر احوال ماجرا در کتاب داستان های شگفت
ماجرای جنازه سالم امام پس از ۷۲ سال با عنوان، "جنازه پس از ۷۲ سال تازه است"، در کتاب داستان های شگفت آیت الله شهید دستغیب روایت شده است.
شهید دستغیب در این کتاب آورده است: [پیر روشن ضمیر حاج محمد على سلامى اهل ابرقو (از توابع یزد) که سن شریف او قریب نود سال است و هرگاه شیراز مى آید در جماعت مسجد جامع حاضر مى شود، نقل کرد که در سنه ۱۳۸۸ در ابرقو از طرف شهردارى مشغول حفارى شدند براى فلکه خیابان، ناگاه رسیدند به سردابى که در آن جسد عالم بزرگوار "حاج ملا محمد صادق" بود که در ۷۲ سال قبل فوت شده بود، دیدند بدن تازه است مثل اینکه همان روز دفن شده و انگشتان و ناخن هایش تماما سالم است.

حاجى مزبور نقل کرد که من در اول جوانى آن بزرگوار را درک کرده بودم و چون وصیت کرده بود که جنازه اش را به نجف اشرف حمل کنند پس از فوت، جنازه اش را به طور موقت در سرداب امانت گذاشتند و بعد مسامحه شد تا اینکه وصی آن مرحوم هم فوت شد و دیگر کسى پیدا نشد براى حمل جنازه و از خاطره ها محو گردید تا آن روز پس از ۷۲ سال جنازه را بیرون آوردند و در تابوت گذارده به قم حمل شد تا از آنجا به نجف اشرف حمل شد].

انعکاس خبری مطبوعات
یکی ازروزنامه های مطرح کشور در بهمن ماه سال ۱۳۴۸ شمسی با تعجب خبری را با عنوان, جسدی پس از ۶۵ سال سالم و تازه از زیر خاک خارج شد، با تیتر درشت منتشر کرد.
این روزنامه نوشت: [در گورستان متروکه ابرقو جسد مردی که ۶۵ سال پیش فوت کرده است تازه و بدون هیچگونه تغییری از زیر خاک خارج شد، به طوریکه هنوز رنگ حنای ریش و ناخن های متوفی زایل نشده است. خبرنگار ما در آباده جریان واقعه را به شرح زیر گزارش داد: بر اساس طرحی که شهرداری آباده تهیه کرده بود،قرار شد قبرستان متروکه ابرقو که سالها از قدمت آن می گذرد به پارک تبدیل شود، اما در این محل یک مرد روحانی به نام حاج محمد صادق به خاک سپرده شده بود و قبل از مرگ وصیت کرده بود استخوانهایش را به عتبات عالیات حمل کنند.
مسئولان شهرداری که قصد تخریب گورستان را داشتند ضمن تماس با بستگان مرحوم حاج محمد صادق دستور نبش قبر او را دادند ولی هنگامی که کارگران سرگرم کندن قبر بودند ناگهان جسد تازه و دست نخورده مرحوم حاج محمد صادق از زیر خاک بیرون آمد... جریان به مسئولان شهرداری اطلاع داده شد، معتمدان محلی و عده ای از بستگان مرحوم حاج محمد صادق به قبرستان ابرقو آمدند و جسد او را با شگفتی فراوان در صندوقی گذاشتند تا بعدا به قم حمل و در آن جا دفن شود.
این واقعه شگفت انگیز، حیرت اهالی آباده را بر انگیخته و تاکنون عده کثیری از نزدیک این جسد عجیب را دیده اند.]

روزنامه ها در آن زمان مدت زمان دفن جنازه در خاک را ۶۵ سال اعلام کردند در حالی که در مستندات، کتاب آیت الله دستغیب و نقل قول های خانواده حاج محمد صادق امام این زمان ۷۲ سال اعلام شده است.
برخی دیگر از روزنامه ها نیز قسمت بزرگی از صفحات خود را به این خبر اختصاص داده بودند.
مردم درباره جریان چه می گویند؟
این جریان که بهت و حیرت مردم محلی و بازدیدکنندگان شهرهای اطراف را به دنبال داشت نقل و قول های افراد کهنسال را به دنبال داشت که هنوز برخی از افراد به این نقل و قول ها اشاره می کنند و در مطبوعات آن زمان نیز به برخی از آنها اشاره شده است.
این افراد از مرحوم ملا محمد صادق (معروف به ابرقوئی) با عنوان عالمی باتقوا و پرهیزگار یاد می کنند که مردی قوی هیکل بوده است.
۴۵ سال قبل از آخرین نبش قبر نیز نوه حاج محمد صادق امام، جسد را برای بردن به عتبات عالیات نبش قبر کرد اما جسد وقتی دیدند که جسد همانطور سالم سالم است سنگ گور را گذاشتند و پس از آن نیز انتقال جسد منتفی شد
به گفته آنان ۴۵ سال قبل نیز که نوه آن مرحوم برای بردن جسد به عتبات عالیات قبرش را نبش کرد، جسد همانطور سالم سالم و تازه به چشم خورد که به همین علت سنگ گور را گذاشتند و پس از آن گویا انتقال جسد به عتبات عالیات منتفی شد.
مرحوم سید احمد مهدوی که در آن زمان ۸۷ سال داشت درباره مرحوم شیخ محمد صادق امام اظهار داشته است: مرحوم مردی بود خوش سیما، با اندامی درشت و ورزیده که حکایت از ورزشکار بودن وی در جوانی می کرد، وی ریشی انبوه داشت و در ورزش کشتی سرآمد همگان بود. همیشه با اسب سفیدی که داشت به سفر می رفت و شمشیر بلندی نیز از زین اسبش آویخته بود.
مرحوم سید مرتضی آتشی نیز که چند دهه موذنی مسجد جامع ابرکوه را به عهده داشت و جنازه مرحوم شیخ محمد صادق را با کمک چند نفر از زیر خاک ها بیرون آورده است اظهار می دارد: وقتی جسد نمایان شد، من فکر کردم همین که به آن دست بزنم اعضا و جوارح آن از یکدیگر متلاشی خواهد شد ولی با کمال تعجب مشاهده کردم که جنازه کاملأ تازه و سالم است.
روحانی منطقه به نام سید محمد قیومی واعظ نیز از جنازه دیدن کرده بود و تازه ماندن جسد را تایید کرده بود، حتی ریش سفید و حنا بسته مرده به همان حال که هنگام مرگ دفن شده بود، باقی مانده بود اما این روحانی در مورد کفن میت اظهار می دارد که کفن کاملأ پوسیده بود.
نکته ای که برای مردم عجیب بود این مسئله بود که اجساد پسر و عروس شیخ محمد صادق که چندین سال بعد از فوت وی فوت کرده و در نزدیکی قبر آن مرحوم دفن شده بودند به کلی پوسیده و از آنها جز مشتی استخوان باقی نمانده بود.
نبیره مرحوم امام چه گفت؟
نبیره حاج ملا صادق در مورد جد خود گفت: اجداد ما همگی روحانی بودند و جد اعلای آنان ملاعلی کرم خواهرزاده کریم خان زند بود که عالمی وارسته بود و همگی در فضل و تقوی سرآمد بودند.
محمد صادق امام افزود: در مورد حاج شیخ محمد صادق امام از قول مردم و عموهایم تعریف می کنند که ایشان قبل از به سن تکلیف رسیدن علاوه بر واجبات در ادای مستحبات و اقامه نماز شب نیز می کوشیدند و غسل جمعه ایشان نیز ترک نمی شد.
وی در مورد اهمیت دادن ایشان به غسل جمعه اظهار داشت: ایشان در سفرهایی که با اسب انجام می دادند و در قریه مهیار، به واسطه نبود آب، یخ حوض را شکسته و غسل جمعه را به جا آوردند.
به گفته وی، ایشان از شاگردان آیت الله فشارکی بودند و موقعی که مردم از ایشان برای امامت نماز دعوت می کردند خود را برای امام جماعت شدن عادل نمی دانستند.
ناگفته های یک شاهد عینی
محمد صادق امام ۷۵ ساله در مورد مشاهدات عینی خود از پیدا شدن مرحوم امام اظهار داشت: وقتی که قرار شد در محل قبرستان متروکه واقع در جنب مسجد جامع ابرکوه ساخت پارک توسط شهرداری صورت بگیرد به ما که در این محل دارای مقبره خانوادگی بودیم اطلاع داده شد که برای تخریب مقبره اقدام کنیم که عکس العمل شدید مردم در مورد تخریب این مقبره توسط شهرداری را مشاهده کردیم.
وی افزود: در نهایت با مراجعه مسئولان دادگستری آن وقت آباده مقرر شد که مقبره تخریب ولی قبر این عالم بزرگ در محل باقی بماند.
امام ادامه داد: مردم با ذکر این مسئله که باقی ماندن قبر آن مرحوم در محل باعث هتک حرمت ایشان است از ما خواستند که جنازه را تا زمان ارسال به عتبات عالیات به امامزاده احمد ابرکوه منتقل کنیم.
این شاهد عینی افزود: بعد از نبش قبر آن مرحوم با کمال تعجب مشاهده کردیم که جنازه کاملأ سالم است و حتی ریش حنا بسته ایشان نیز سالم مانده بود.
جنازه به حدی سالم بود که هنگامی که ایشان را به واسطه برخورداری از هیکلی قوی به زور و با فشار در تابوت جا دادیم هیچ آسیبی ندید و جسد چندین سال در امامزاده احمد ابرکوه نگهداری شد
نبیره حاج محمد صادق امام
وی در مورد میزان سالم بودن جنازه اظهار داشت: جنازه به حدی سالم بود که با توجه به اینکه تابوتی که برای ایشان ساخته بودیم اندازه معمولی داشت و ایشان فردی قوی هیکل بود، ناگزیر از فشار دادن جنازه و جای دادن آن با فشار در تابوت شدیم و جسد نیز هیچ آسیبی ندید و بعد از آن نیز جسد به امامزاده احمد منتقل شد و چندین سال به همین صورت مردم از جسد در اتاقی در امامزاده دیدن و شمع روشن می کردند که بعد از آن روی آن پوشش داده شد تا بعد از فراهم شدن موقعیت ایشان به عتبات عالیات منتقل شوند که تاکنون این موقعیت فراهم نشده است.
امام افزود: این اتفاق مردم دیگر مناطق کشور و خبرنگاران را تا مدتها به ابرکوه می کشاند و مطبوعات آن زمان با تیترهای درشت به آن می پرداختند و شهید دستغیب نیز آن را در کتاب داستان های شگفت به ثبت رساند.
به گفته وی مسئله جالب برای مردم این بود که قبر فرزند و عروس ایشان در این مقبره که چند ۱۰ سال بعد دفن شده بود کاملأ از بین رفته بود و فقط استخوان آنها باقی مانده بود.
علت سالم ماندن جنازه از نگاه شهید دستغیب
شهید دستغیب در ذیل درج این ماجرا و در مورد علل سالم ماندن اجساد آورده است:
[خواننده عزیز بداند که بعضى از ارواح شریفه در اثر قوت حیات حقیقى که دارند ابدان شریفه آنها که سالها با آن کار کردند و طریق عبودیت را پیمودند و پس از مفارقتشان از آن در جوف خاک مستور شده از نظر و توجه آنها پنهان نیست و از اینرو براى مدت نامعلومى بدنهاى آنها تازه مى ماند و ابدان شریفه بسیارى از پیغمبران و امامزادگان و علماى بزرگ پس از گذشتن صدها سال از فوت آنها در قبرشان تازه دیده شده و در کتب معتبره تواریخ ثبت گردیده است؛ مانند حضرت شعیب و حضرت دانیال و حضرت احمد بن موسى شاهچراغ و سید علاءالدین حسین و جناب ابن بابویه شیخ صدوق در رى و جناب محمد بن یعقوب کلینى در بغداد و غیر آنها که شرح هریک خارج از وضع این رساله است.

shia muslims , shi'a muslims , shia , shi'a , Shiite Photos , muharam , muharram , ashura



برچسب ها: جنازه سالم، تازه ماندن جسد، پیکر مطهر، عالم ربانی، اسلام، شیعه، shia muslims،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اهل سنت و برسی سند


منابع اهل تسنن :

امام  جوینی
ابن أبی شیبه
علامه بلاذری
ابن قتیبه دینوری
محمد بن جریر طبری
مسعودی شافعی
ابن عبد ربّه
ابن عبد البر قرطبی
مقاتل بن عطیة
أبی الفداء
صفدی
ابن حجر عسقلانی و شمس الدین ذهبی
أبو ولید محمد بن شحنه حنفی
محمد حافظ ابراهیم
عمر رضا كحالة
عبد الفتاح عبد المقصود
پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگی

***************


اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


منابع اهل تسنن :

روایات بسیاری در كتاب‌های اهل تسنن وجود دارد كه ثابت می‌كند ، خلیفه اول به همراه عده‌ای از دشمنان اهل بیت ، به خانه وحی همجوم برده و آن جا را به آتش كشیده‌اند ؛ در حالی كه فاطمه زهرا سلام الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بوده‌اند .

ما در این جا به چند روایت به نقل از علمای اهل سنت اشاره كرده و فقط چهار روایت ‌: ابن أبی شیبه ، بلاذری ، طبری و روایت پشیمانی ابوبكر در آخرین روزهای زندگیش را از نظر سندی بررسی می‌كنیم .
1 . امام جوینی (730هـ) :

از آن جایی كه روایت جوینی اهمیت بیشتری داشت و نیز تصریح به مقتوله بودن صدیقه طاهره دارد ، ما نخست این روایت را نقل و بقیه روایات را بر طبق سال وفات صاحب كتاب ، می‌آوریم .

  جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روایت می کند :

روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علی بر او وارد شد ، دیدگان پیامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پیامبر گریست . در پی آن دو ، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند ، اشك پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد ، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند ، فرمود :

وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَكَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة .
فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِین‏ .

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 .
زمانی كه فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه‌ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده ،‌ حرمتش پایمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالی كه پیوسته فریاد می‌زند : وا محمداه ! ؛ ولی كسی به او پاسخ نمی‌دهد ،‌ کمک می خواهد ؛ اما كسی به فریادش نمی‌رسد .

او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود ؛ و در حالی بر من وارد می‌شود كه محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است .
و من در اینجا می‌گویم : خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند .

ذهبی در شرح حال امام الحرمین جوینی می گوید:

وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدین ابراهیم بن محمد بن المؤید بن حمویه الخراسانی الجوینى ... وكان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشكل مهیبا دینا صالحا .
تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 .

از امام روایت کننده و حدیث گوی یگانه کامل فخر اسلام و صدر دین ابراهیم بن محمد بن الموید بن حمویه الخراسانی الجوینی روایت شنیدم ( درس گرفتم ) ... و وی بسیار به روایات و بدست آوردن کتب حدیثی اهمیت می داد خوش صدا و خوش سیما بود و شخص با هیبت و دین دار و صالحی بود .
2. ابن أبی شیبه (239هـ) :

وی كه از استاتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده ، در كتاب المصنف می‌گوید :

أنه حین بویع لأبی بكر بعد رسول الله ( ص ) كان علی والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول الله ( ص ) فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم ، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال : یا بنت رسول الله ( ص ) ! والله ما من أحد أحب إلینا من أبیك ، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیك منك ، وأیم الله ما ذاك بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندك ، إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت ، قال : فلما خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیكم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه ... .
المصنف ، ج8 ، ص 572 .

هنگامى كه مردم با ابى بكر بیعت كردند ، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست كه اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .

این جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتى على (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند ، دخت گرامى پیامبربه على (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد !

ابن أبی شیه سند روایت را این گونه نقل می‌كند :


حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم

بررسی سند روایت :

محمد بن بشر :

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌گوید :

قال عثمان بن سعید الدارمى ، عن یحیى بن معین : ثقة .

و قال أبو عبید الآجرى : سألت أبا داود عن سماع محمد بن بشر من سعید بن أبى عروبة فقال : هو أحفظ من كان بالكوفة .
تهذیب الكمال ، ج24 ، ص533 .
ابو عبید گوید : از داود سؤال كردم از روایت محمد بن بشیر از سعید بن أبی عروبه ، گفت : او از نظر حفظ از تمامی كوفیان برتر بوده است .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

و كان ثقة ، كثیر الحدیث .

و قال النسائى ، و ابن قانع : ثقة .

و قال ابن شاهین فى " الثقات " : قال عثمان بن أبى شیبة : محمد بن بشر ثقة ثبت .
تهذیب التهذیب ، ج9 ، ص 74 .
عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب :
مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال أبو حاتم : سألت أحمد بن حنبل عن مالك ، و عبید الله بن عمر ، و أیوب أیهم أثبت فى نافع ؟ فقال : عبید الله أثبتهم وأحفظهم وأكثرهم روایة .

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل : قال یحیى بن معین : عبید الله بن عمر من الثقات .

و قال أبو زرعة ، و أبو حاتم : ثقة .

و قال النسائى : ثقة ثبت .

و قال أبو بكر بن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا .
تهذیب الكلمال ، ج19 ، ص127 .
و ابن حجر در تهذیب التهذیب می‌نویسد :

قال ابن منجویه : كان من سادات أهل المدینة و أشراف قریش : فضلا و علما و عبادة و شرفا و حفظا و إتقانا . )

و قال أحمد بن صالح : ثقة ثبت مأمون ، لیس أحد أثبت فى حدیث نافع منه .
تهذیب التهذیب ، ج7 ، ص 40 .
زید بن أسلم القرشى العدوى :
وی از روات ، بخاری ، مسلم و بقیه صحاح سته اهل سنت است ؛ از این رو در وثاقت این شخص ، هیچ تردیدی وجود ندارد .

مزی در تهذیب الكمال در باره وی می‌نویسد :

و قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه ، و أبو زرعة ، و أبو حاتم ، و محمد بن سعد ، و النسائى ، و ابن خراش : ثقة .

و قال یعقوب بن شیبة : ثقة من أهل الفقه والعلم ، و كان عالما بتفسیر القرآن ، له كتاب فیه تفسیر القرآن .
تهذیب الكمال ، ج10 ، ص17 .
أسلم القرشى العدوى ، أبو خالد و یقال أبو زید ، المدنى ، مولى عمر بن الخطاب :
وی نیز از روات بخاری ، مسلم و بقیه صحاح ا هل سنت و از صحابه است و از آن‌جایی كه تمامی صحابه از دیدگاه اهل سنت ، عادل هستند ، در وثاقت وی نمی توانند تردید كنند .

مزی در تهذیب الكمال می‌نویسد :


أدرك زمان النبى صلى الله علیه وسلم .

و قال العجلى : مدینى ثقة من كبار التابعین . و قال أبو زرعة : ثقة .
تهذیب الكمال ،‌ ج2 ، ص530 .
در نتیجه سند این روایت صحیح است .
3 . علامه بلاذری (270هـ) :

إن أبابکر آرسل إلی علی یرید البیعة ، فلم یبایع ، فجاء عمر و معه فتیلة . فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة : یابن الخطاب ! أتراک محرّقا علیّ بابی ؟! قال : نعم ، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک .
انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586.





برچسب ها: اثبات شهادت حضرت زهرا، اهل سنت، اسناد اهل سنت، سنی، اهل تسنن، شیعه، پوستر مذهبی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر حدیث قدسی

خداوند متعال :
ای فرزند آدم  من تورا نیافریدم که از تو بهره و سودی نصیب من شود بلکه تورا خلق کردم تا تو از من بهره مند شوی ، پس مرا به جای هر چیز دیگر اختیار کن ، من تورا یاری خواهم کرد و از هرچیز بی نیاز خواهی شد.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج20 ص319





برچسب ها: عکس و پوستر، مذهبی، الاسلام، شیعه، احادیث و روایات، احادیث قدسی، پوستر احادیث،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
پوستر شهادت حضرت مسلم بن عقیل






برچسب ها: مسلم بن عقیل، سفیر امام حسین ع، شهادت مسلم، کربلا، محرم، شیعه، اسلام، الاسلام، سیدالشهدا،
ارسال در تاریخ سه شنبه 30 مهر 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
حقانیت امیرالمومنین(علیه السلام) از زبان عالم اهل سنت ابن حجرمکی:

ابن حجر مکی به نقل از رسول خدا (ص):


یاعلی خداوند غفران خود را نازل میکند بر تو و ذریه تو و بر فرزندانت و بر اهلت و بر شیعیانت و بر محبین شیعیانت.
صواعق المحروقه .ص 96




برچسب ها: روایت، احادیث، شیعه، سنی، تاریخ اسلام، مکه، مدینه، پیامبر ص، رسول الله، اهل سنت، وهابی، سلفی، اسلام، الاسلام، خلیفه، اصحاب، صحابه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 4 مهر 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق

مناظره علامه امینی با عالم سنی


علامه امینی (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدیر) در یكی از سفرها در مجلسی شركت كرد، یكی از علمای اهل تسنّن به او گفت: «شما شیعیان در مورد حضرت علی ـ علیه السّلام ـ غلو و زیاده‌روی می‌كنید، مثلا او را با لقب «یَدُالله»، «عَیْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... می‌خوانید، توصیف صحابه، تا این حد، نادرست است.»

علاّمه بی‌درنگ جواب داد: «اگر عمر بن خطاب، علی ـ علیه السّلام ـ را با چنین القابی خوانده باشد، چه می‌گویید؟» او گفت: سخن عمر برای ما حجت است. علامه امینی در همان مجلس، یكی از كتاب‌های اصیل اهل تسنّن را طلبید، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌ای از آن را گشود كه در آن صفحه این حدیث آمده بود:

«مردی به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمی، نگاه نامشروع كرد، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ او را در آن حال دید، با دست، ضربه به صورت او زد و به این ترتیب او را مجازات كرد.

او در حالی كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسیار ناراحت بود، به عنوان شكایت از علی ـ علیه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد رای عین الله و ضرب یدالله: «همانا چشم خدا دید و دست خدا زد.»

كنایه از اینكه: چشم علی ـ علیه السّلام ـ آنچه می‌بیند خطا نمی‌كند، زیرا چشم او چشمی است كه آمیخته با اعتقاد به خدا است و چنین چشمی، اشتباه نمی‌كند، و دست علی ـ علیه السّلام ـ نیز جز در راه رضای خدا حركت نمی‌نماید.

سؤال كننده وقتی كه این حدیث را دید مطلب را دریافت، و قانع شد.

توضیح اینكه: اینگونه تعبیرات، شبیه جمله «روح الله» برای حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ است، كه به منظور «اضافه تشریفی» گفته می‌شود، نه اینكه منظور، آن باشد كه خدا، روح یا دست و چشم دارد.

--------------------------------------
منبع:

محمّد محمّدی اشتهاردی-یكصد و یك مناظره، ، ص197

منبع:http://www.andisheqom.com




برچسب ها: مناظره علامه امینی، مناظره علامه امینی با عالم سنی، شیعه، سنی، دلایل حقانیت شیعه، اهل سنت، مناظره بین شیعه و سنی، عالم سنی،
ارسال در تاریخ شنبه 22 تیر 1392 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات