تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)



قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش


قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش
یک دم سپر شوند برای برادرش
خون عقاب در جگر شیرشان پر است
از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش
این دو ز کودکی فقط ایینه دیده اند
آیینه ای که آه نسازد مکدرش
واحیرتا که این دو جوانان زینبند؟
یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش
با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند
یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش
یک دست گرم اشک گرفتن ز چشمهاش
مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش
چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر
چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش
زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت
تا که خدا نکرده مبادا برادرش…
زینب همان شکوه که ناموس غیرت است
زینب که در مدینه قرق بود معبرش
زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است
از بس که رفته این همه این زن به مادرش
زینب همان که زینت بابای خویش بود
در کربلا شدند پسرهاش زیورش
گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتی گذشته بود دگر آب از سرش…

**************************************

تا صوت قرآن از لب آنها می آید(حضرت عباس علیه السلام)

تا صوت قرآن از لب آنها می آید
کفر تمام نیزه ها بالا می آید
دجال های کوفه درحال فرارند
دارد سپاه زینب کبری می آید
سد سپاه کفر را درهم شکستند
تکبیرهای حضرت سقا می آید
انگار که زخم فدک سر باز کرده
ازهرطرف فریاد یا زهرا می آید
- خون علی گویان عالم را بریزید-
ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید
آداب جنگ کربلا مثل مدینه است
چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید
ای نیزه داران، نیزه هاتان را مکوبید
روز مبادا،عصرعاشورا می آید
خون گلوشان خاک را بی آبرو کرد
آسیمه سربا طشت خود یحیی می آید
ای تیغ های کند، با تقسیم سرها
چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟
این اولین باریست که از پشت خیمه
دارد صدای گریه ی آقا می آید
زینب بیا از خیمه ها بیرون، که تنها
با دیدن تو حال آقا جا می آید






برچسب ها: اشعار درباره امام حسین (ع)، مرثیه، روضه، اشعار محرم، مدح، مداحی، مرثیه سرایی، شعر عاشورا، شعر محرم، اشعار درباره حضرت عباس (ع)، شعر حضرت زینب (س)، ابیات، روضه امام حسین (ع)،
ارسال در تاریخ شنبه 6 آبان 1391 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
وقتی نسیم می وزد، این بوی سیب چیست؟ (مرثیه)

وقتی نسیم می وزد، این بوی سیب چیست؟
این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست؟
بی اختیار باز دلم شور می زند
با من بگو گواه دل بی شکیب چیست؟
شاید رباب بشنود آرام تر بگو
آن تیرهای چله نشین مهیب چیست؟
حالا که تیغ خنجرشان برق می زند
فهمیده ام که معنی شیب الخضیب چیست
مادر مرا سپرده به تو جان مادرم
آوارگی و یا که اسارت نصیب چیست؟


دوباره در دل من خیمه عزا نزنید (مرثیه)  

دوباره در دل من خیمه عزا نزنید
نمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید
شکسته  تر زمن پیر دیگر اینجا نیست
مرا زمین زده است اکبرم شما نزنید
برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان
میان این همه لبخند دست و پا نزنید
خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
فقط نه اینکه دو بی کس دو تشنه را نزنید
که در برابر چشمان مادری تنها
سر دو تازه جوان را به نیزه ها نزنید









برچسب ها: مرثیه، اشعار امام حسین (ع)، نوحه، شعر عاشورا، عاشورا، روضه، حماسی، تاسوعا، مرثیه خوانی، اشعار حضرت علی اکبر (ع)، کربلا، اشعار محرم،
ارسال در تاریخ شنبه 6 آبان 1391 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات