تــسبــیــح مـــــلائـــــک
پدافند سایبری حضرت ولیعصر (عج)
پاسخ به شبهه "چرا امیرمؤمنان (ع) از همسرش دفاع نكرد؟" از کتب اهل سنت

طرح شبهه:


علی که شیر خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خیبر را با یک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببیند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هیچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!




نقد و بررسی:


یكى از مهمترین شبهاتى كه وهابی‌ها با تحریك احساسات مردم، به منظور انكار قضیه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله علیها مطرح مى‌كنند، این است كه چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه این كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و...


عالمان شیعه در طول تاریخ از این شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنیم.


عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:


امیرمؤمنان علیه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمین زد، با مشت به صورت و گردن او كوبید؛ اما از آن جایى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله علیه وآله صبر پیشه كرد. در حقیقت با این كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكیبائى نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه این فكر را حتى از مخیله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.


سلیم بن قیس هلالى كه از یاران مخلص امیرمؤمنان علیه السلام است، در این باره مى‌نویسد:


وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ علیه السلام وَصَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّیْفَ وَهُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ یَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.


فَوَثَبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِی كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ یَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی.


عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله‏ ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا علیها السّلام به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول اللَّه! عمر شمشیر را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:


یا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!


علی علیه السّلام ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت كشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش كوبید و خواست او را بكشد؛ ولى به یاد سخن پیامبر صلى الله علیه وآله و وصیتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پیامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»


الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ)، كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.


همچنین آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شیعه این روایت را نقل كرده است:


أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته


عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف عمر آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه » (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.


الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج3، ص124، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.


تسلیم وصیت پیامبر اكرم (ص):


امیرمؤمنان علیه السلام در تمام دوران زندگی‌اش، مطیع محض فرمان‌هاى الهى بوده و آن‌چه او را به واكنش وامى‌داشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمى‌داد.


آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكیبائى در برابر این مصیبت‌هاى عظیم بوده است و طبق همین فرمان بود كه دست به شمشیر نبرد.


مرحوم سید رضى الدین موسوى در كتاب شریف خصائص الأئمه (علیهم السلام) مى‌نویسد:


أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِی فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَیْهِ النِّسَاءُ یَبْكِینَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ فَبَیْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِیَ أَیْنَ عَلِیٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَیْهِ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ یَا أَخِی... أَنَّ الْقَوْمَ سَیَشْغَلُهُمْ عَنِّی مَا یَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِی الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ وَنَأْیٍ سَحِیقٍ وَلَا تَأْتِی وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یَا أَخِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْهِمْ بِالْوَعِیدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَیْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّی لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِیعِ مَا أُوصِیكَ بِهِ وَغَیَّبْتَنِی فِی قَبْرِی فَالْزَمْ بَیْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِیفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِیلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ‏] عَلَى غیر لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَیْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا یَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [یعنی بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَیَّ.


امام كاظم علیه السلام مى‌فرماید: از پدرم امام صادق علیه السلام پرسیدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گریه بلند كردند، مهاجرین و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مى‌كردند، علی فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پیغمبر انداختم، فرمود:


برادرم، این مردم مرا رها خواهند كرد و به دنیاى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسیدگى به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بیایند... پس چون از دنیا رفتم و از آنچه به تو وصیت كردم فارغ شدى و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانه‌ات بنشین و قرآن را آنگونه كه دستور داده‌ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتیب نزول جمع آورى كن، تو را به بردبارى در برابر آنچه كه از این گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله علیها خواهد رسید سفارش مى‌كنم، صبر كن تا بر من وارد شوی.


الشریف الرضی، أبی الحسن محمد بن الحسین بن موسى الموسوی البغدادی (متوفای406هـ) خصائص‏الأئمة (علیهم السلام)، ص73، تحقیق وتعلیق: الدكتور محمد هادی الأمینی، ناشر: مجمع البحوث الإسلامیة الآستانة الرضویة المقدسة مشهد – إیران، 1406هـ


المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.


در روایت دیگرى سلیم بن قیس هلالى نقل مى‌كند:


ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَیْهَا فَقَالَ یَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّی حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه وآله) عَلَى عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِی‏] مِنْ قُرَیْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَیْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَیْهِمْ‏] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ یَدَكَ وَلا تُلْقِ بِیَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّی‏] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِیهِ مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی‏.


پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مى‏گیرم افرادى كه با اینان بجنگند با من جنگیده‌اند، افرادى كه با اینان روى صلح داشته باشند با من صلح كرده‌اند، بدانید كه اینان در بهشت همراه منند.


سپس پیامبر صلى الله علیه وآله نگاهى به علی علیه السلام كرد و فرمود: اى علی! تو به زودى پس از من، از قریش و متحد شدنشان علیه خودت و ستمشان سختى خواهى كشید. اگر یارانى یافتى با آنان جهاد كن و به وسیله موافقینت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و یاورى نیافتى صبر كن و دست نگهدار و با دست خویش خود را به نابودى مینداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی؛ این قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیك بود مرا بكشند.


برای دیدین ادامه بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید



*ادامه مطلب اینجا کلیک کنید*
برچسب ها: احادیث اهل سنت، کتب اهل سنت، اهل تسنن، رفع شبهات اهل سنت، شبهات اهل تسنن، شهادت حضرت زهرا س، پرسش و پاسخ،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 14 فروردین 1393 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
آیا حضرت آدم (ع) دچار گناه و لغزش شد؟ مگر انبیا از خطا و گناه منزه نیستند؟

پرسش

آیا حضرت آدم (ع) دچار گناه و لغزش شد؟ مگر انبیا از خطا و گناه منزه نیستند؟

پاسخ اجمالی

براى روشن شدن پاسخ، بیان نکات ذیل ضرورى است:

1. انبیا و اوصیاى الهى از مقامات شامخه‏ى روحانى و تکوینى در جهان هستى برخوردارند. آنان انوار غیبیّه‏ى الاهیه و مظاهر تامّه و آیات باهره‏ى جلال و جمال حق‏اند. طینت ابدان و خلقت ارواح آنان با دست قدرت جمال و جلال الاهى تخمیر شده و در عالم غیب کسب حقایق اسما و صفات نموده‏اند. در تحت ولایت حق تعالى بوده، همیشه خود را در محضر خداوند مى‏دانند. این مقام و منزلت انبیا و اوصیا در عالم وجود، سبب عصمت مطلقه و مانع صدور گناه آنان مى‏شود، هرچند امکان و قدرت و اختیار گناه از آنان سلب نگردیده است.

2. در مورد عصمت پیامبران (‏ع) اقوال مختلفى وجود دارد. مثل این که آنها تنها مرتکب گناه کبیره نمى‏شوند، ولى ارتکاب صغیره بر آنها جایز است و یا هم کبیره و هم صغیره بر آنها جایز است و یا هم کبیره و هم صغیره بر آنها جایز است، ولى سهواً و نه عمداً، اما قول شیعه که قول حق است، صدور گناه را مطلقاً بر پیامبران (‏ع) جایز نمى‏دانند به دلایل متعدد. از جمله این که ارتکاب گناه و خطا در مورد پیامبران‏ (ع) باعث نقض غرض مى‏شود؛ زیرا با صدور گناه از ایشان، مردم دیگر اطمینانى به آنها پیدا نکرده و از آنها تبعیّت نمى‏کنند و نقض غرض هم بر پروردگار حکیم قبیح است.

3. منشأ عصمت انبیا (و امامان معصوم‏علیهم السلام)، همان علم و شهود تام نسبت به طاعت و گناه و حلال و حرام و زشت و زیبا و پاک و ناپاک مى‏باشد (عقل نظرى) که آنان را از گناه باز مى‏دارد (عقل عملى).

4. نکته دوم راجع به محل زندگى آدم (ع) قبل از هبوط است که به چند دلیل بهشت موعود و آخرت نبوده، مثل این که خروج از بهشت موعود امکان ندارد و یا راه پیدا کردن شیطان به بهشت و یا نهى از خوردن میوه‏اى در بهشت وجود ندارد.

5. نکته آخر در نوع خطاى آدم (ع) است که از جمله‏ى توجیهات، ترک اولى بودن است؛ زیرا اوّلاً: گناه بر انبیا جایز نیست و ثانیاً: به علت مقام و منزلت انبیا، مؤاخذه‏ى بر ترک اولى اشکالى ندارد؛ چون "حسنات الابرار سیئات المقربین" و ثالثاً: ترک اولى در بعضى پیامبران وجود داشته است، مثل ترک اولاى حضرت یونس (ع).

اما در پاسخ به این که چرا بعد از آمدن آدم و حوا (ع) به زمین از آن (شجره و...) نهى نشدند؟ احتمالات زیادى وجود دارد که منظور از شجره را بیان مى‏کنند. به طور خلاصه مى‏توان گفت: شجره‏ى منهیّه یا درخت ظاهرى - و یک نوع گیاه بوده که اثر خوردن آن خروج از بهشت و زندگى بر روى زمین بوده، لذا معنا ندارد که بر روى زمین هم ممنوع باشد. افزون بر این که احکام به تبع مکان و زمان و حالات افراد متفاوت مى‏شود.- یا درخت معنوى باشد، در این صورت یا مراد درخت علم است که منافات با آیات و روایات قطعى و متعدد دارد؛ زیرا نه تنها آدم (ع) از علم نهى نشد، بلکه اسما هم به او تعلیم داده شد و حتى معلم ملایکه شد و یا منظور از درخت، حَسَد است که در مورد آدم (ع) به علت نبى بودن، معناى غبطه از آن اراده مى‏شود که غبطه به مقام پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین‏ (علیهم السلام) بوده و از حسد هم در زندگى دنیوى مانند قبل از آمدن به زمین نهى شده است.

پاسخ تفصیلی

در پاسخ به سؤال فوق باید سه مطلب بررسى شود، لکن پیش از بیان آنها، توجه به این مطلب ضرورى است که:

عصمت مطلقه‏ى معصومان (‏ع) (انبیا و امامان‏)، ثمره و نتیجه‏ى مقام شامخ نورانى و روحانى و تکوینى آنان در عالم هستى است. آنان از انوار غیبیّه الاهیه و مظاهر تامّه و آیات باهره‏ى جلال و جمال حق‏اند. طینت ابدان و خلقت ارواح آنان با دست قدرت جمال و جلال الاهى تخمیر شده و در عالم غیب کسب حقایق اسما و صفات نموده‏اند. در تحت ولایت حق تعالى بوده، همیشه خود را در محضر خداوند مى‏دانند، و این شهود و حضور، مانع صدور گناه مى‏گردد. هرچند امکان و قدرت و اختیار گناه از آنان سلب نشده است.[1]

مطلب اوّل: در خصوص عصمت پیامبران (‏ع) است: در این مسأله اقوال مختلفى بین فرقه‏هاى مسلمان وجود دارد که مى‏توان مجموعاً پنج قول را بیان کرد:

1. پیامبران‏ (ع) معصوم از گناه کبیره هستند، ولى گناه صغیره بر آنها جایز است و از زمان بلوغ معصوم مى‏باشند که قول اکثر معتزله مى‏باشد.

2. نه گناه کبیره و نه صغیره از انبیا صادر نمى‏شود منتها عمداً، ولى سهواً اشکالى ندارد. صاحب این قول ابو على جبایى است. وی قایل است انبیا، از زمان نبوت معصوم هستند، ولى قبل از آن صدور معصیت ‏از آنان جایز است.

3. گناه از انبیا صادر نمى‏شود، مگر سهواً و از روى خطا و بر این خطا هم مؤاخذه مى‏شوند، گر چه افراد عادى به خاطر گناه از روى سهو و نسیان عقاب نمى‏شوند و این تفاوت به علت بالا بودن معرفت و علو رتبه ی پیامبران است. که قول نظام و تابعین اوست.

4. صدور گناه از انبیا جایز است مطلقاً، چه کبیره یا صغیره، چه از روى عمد یا خطا و یا سهو. که قول حشویه و بسیارى از اهل حدیث مى‏باشد.[2]

5. گناه مطلقاً بر انبیا جایز نیست و از ایشان صادر نمیشود، چه کبیره و یا صغیره، چه از روى عمد و یا خطا و یا سهو. که قول امامیه میباشد و عصمت انبیا هم بعد از زمان نبوت و هم قبل از آن مى‏باشد. تنها چیزى که بر آنها جایز است ترک مستحب و اولى میباشد. امامیه بر مدعاى خود ادله ی متعددى دارند که جهت اختصار تنها به سه دلیل اشاره میشود:...

برای دیدن ادامه بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید




+ ادامه مطلب اینجا کلیک کنید
برچسب ها: آیا حضرت آدم (ع) دچار گناه و لغزش شد؟، رفع شبهات، پرسش و پاسخ، سوالات، شبهه، حضرت آدم، بهشت، ایمان، گناه، عصمت، پیامبران، حوا، اثبات، دلایل، ادله، شیطان، فریب، آدم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1391 توسط حمیدرضا (مهیار) ق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات